June 16, 2015

سگ و شعر و گیتار

تا توجیه کنم شیفتگی‌ام به ترانه‌های کولی را، این فراز از یک ترانه‌ی قدیمی با صدای خسته‌ی "مانوئل مولینا" همراه با برگردان فارسی‌اش را شاهد می‌آورم تا بدانید چرا روزم بدون گوش سپردن به موزیک فلامنکو سر نمی‌شود.

اگه لازم بشه، معشوقمو با یک قایق کاغذی

می‌برم به کلبه‌ای توی کوهستون،

که با فروش سگم، شعرم، و گیتارم می‌خرم.

اونجا، دوتائی زندگی می‌کنیم،

باغ کوچکی راه می‌ندازیم،

میوه‌هاشو می‌فروشیم، تا با پولش،

سگمو، گیتارمو، و شعرم رو پس بگیریم!


Posted by reza at June 16, 2015 9:10 AM
مطالب مرتبط