October 2, 2014

دختره برام می‌میره!

مطلب قبلیام در مورد فلامنکو با عنوان "دلم پاره شد از بس از فلامنکو ننوشتم!" بدجوری به مذاق همنسلهای من شیرین آمد! مطلب در مورد ترانهای بود از زبان یک دختر جوان که عاشق یک مرد مسن شده بود. دوستان همسن و سالام، چه آنها که شیرینی این قصه را شخصا چشیدهاند و چه آنان که به امید چشیدن طعم آن روزشماری میکنند، به اشکال مختلف از این مطلب استقبال کردند!

یادم آمد هشت ده سال پیش در همین صفحه، ترانه دیگری را معرفی کرده بودم که مضمونش همین بود ولی گویندهاش دخترک نبود. یعنی ترانه از زبان پیرمردی بود که دختر جوانی عاشقش شده بود!

این هم البته یک ترانه کولی است که هم آهنگسازش (یا شاید بهتر است بگویم تنظیمکننده آهنگش، چون ترانه باید خیلی قدیمی باشد) یکی از برجستهترین نامها در موسیقی فلامنکوست و هم خوانندهاش. اولی اسمش "مانوئل آلخاندرو" ست و دومی "خوزه مرسه" که آشنایان با این صفحه نام دومی را بیتردید بارها از من شنیدهاند (منظورم این است که در این صفحه خواندهاند!).

این ترانه بسیار زیبا که با صدای خَشدار خوزه مرسه از اجراهای دیگر  از همین ترانه یک سروگردن بالاتر است، نامش "دختره برام میمیره" است (لینک ترانه را برای شنیدن در آخر همین مطلب گذاشتهام).

قبلا هم نوشته بودم که برای حس عمیق این ترانه باید یک کافه کوچک در پسکوچهای در سیویل اسپانیا را مجسم کنید که در میان دود سیگار دو پیرمرد کولی نیمهمست پشت یک میز چوبی نشستهاند و یکی از آنها دارد ناباورانه از عشق دختری جوان به خودش برای دیگری اینگونه تعریف میکند:

من به این بدترکیبی، اون به این خوشگلی، مث دستهگل

تنش مث موجه، مال من مث صخره

باز میگه نبینمت میمیرم!

تو چی فکر میکنی؟

موهاش رنگ زندگیه، مال من مث خاکستر

صداش زمزمهی برگاس، صدای من به این زمختی

صدبار از من جوونتره

میگه دیدنم واسش رویاس

ببین کی داره اینو میگه!

شانسو ببین. شانسو ببین!

(برای شنیدن این ترانه روی علامت زیر کلیک کنید)

[[]]


Posted by reza at October 2, 2014 11:17 AM
مطالب مرتبط