September 30, 2014

"داعش" و كتاب خاطرات هيلارى كلينتون،

 حدود سه ماه از انتشار كتاب خاطرات هيلارى كلينتون از دوره چهارسالهى حضورش در عرصهی جهانى بعنوان وزير امور خارجه آمريكا مىگذرد. این کتاب ٦٠٠ صفحهای با عنوان "گزینههای سخت"، از شرح تفصیلی اولین ملاقات مخفیانهاش با باراک اوباما پس از شکست خوردن از او در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال ٢٠٠٨ میلادی آغاز میشود و با تشریح احساساتی جدائی از تیم اوباما در اولین ماههای پس از آغاز دور دوم ریاست جمهوری او پایان میگیرد.

Clinton%20book%20cover.JPG

کتاب به شش بخش، و هر بخش به دو تا هفت فصل تقسیم شده که هر بخش به خاطرات او از مسائل سیاسی عرصهی جغرافیائی معینی از جهان اختصاص یافته است. برای بخشی که به مسائل خاورمیانه ارتباط دارد – و طبعا من بیشتر به دانستن از آن مشتاق بودهام -  عنوان "تحول" انتخاب شده است که نام هر فصل آن بهراحتی خواننده را با موضوع پوشش یافته در آن فصل آشنا میکند:

خاورمیانه: مسیر سنگلاخی صلح

بهار عربی: انقلاب

لیبی: تمام اقدامات ضروری

بنغازی: زیر آتش

ایران: تحریم و ناگفتهها

سوریه: مسئلهی غامض

غزه: کالبدشکافی یک آتشبس

پیش از اینکه مروری بر "ناگفتهها"ی گفته شده در کتاب خاطرات هیلاری کلینتون در مورد تماسهای مخفی بین دو دولت جمهوری اسلامی و آمریکا، و نيز اشارات گذرای نويسنده به جنبش سبز داشته باشم - كه فرصتى ديگر مىطلبد-  ترجیح میدهم به مطالب مربوط به "داعش" كه حالا نام با مسماى "خلافت اسلامی" را برای خود برگزيده است، در رابطه با این کتاب بپردازم، چرا که اولین انگیزهام از یافتن و خواندن آن همین مسئله داعش بوده است. 

اعترافات هیلاری کلینتون در مورد داعش

روزنامه کیهان ایران که حال و روزش برای کسی پوشیده نیست بارها در سرمقالاتش به این کتاب به نام اشاره کرده و مطالبی در ارتباط با داعش بدان نسبت داده است که یک نمونهاش را در اینجا میآورم:

"هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا نیز اخیرا در کتاب خود با عنوان «گزینه‌های سخت» سخنان غافلگیرکننده‌ای را مطرح ساخته و به وضوح اذعان کرده است که داعش در واقع ساخته دست آمریکا با هدف تقسیم خاورمیانه بوده است.کلینتون در کتاب خاطرات خود نوشته است: من به ١١٢کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تاسیس داعش این گروه به رسمیت شناخته شود اما ناگهان همه چیز فرو پاشید. توافق شده بود تا دولت اسلامی (داعش) در روز ٢٠١٣/٧/٥ اعلام شود و ما منتظر اعلام تاسیس آن بودیم تا ما و اروپا هرچه سریع‌تر آن را به رسمیت بشناسیم." [کیهان، ٣٠ شهریور ١٣٩٣]

در خبری که در تاریخ ٧ آگوست همین امسال یعنی کمی بیش از یکماه از انتشار کتاب "گزینههای سخت"، در خبرگزاری "یونایتد پرس اینترنشنال" منتشر شده، آمده است که سفارت آمریکا در بیروت در شبکههای اجتماعی فیسبوک و تویتر با ادعای رسانههای لبنانی - که ظاهرا باید منبع اصلی رسانههای ایرانی همچون کیهان بوده باشند - اینگونه برخورد کرده است: 

"رسانههای عمومی لبنان ادعا کردهاند که هیلاری کلینتون وزیر امور خارحه سابق آمریکا در کتاب خاطراتش "گزینههای سخت" اعتراف کرده است ایالت متحده دولت اسلامی را بوجود آورده و برنامهاش این بود تا آن را به رسمیت بشناسد. در کتاب کلینتون هیچگونه اشارهای از این دست که آمریکا در ایجاد داعش دست داشته یا میخواست آن را به رسمیت بشناسد، وجود ندارد." [لینک یو. پی. آی]

این دو ادعای کاملا متضاد، - يعنى وجود يا عدم وجود اعتراف هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات اخیرش - در پسزمینهی دنبال کردن اخبار روزمرهی سر بریدنها و تجاوز و فروش دختران و دربدر کردن هزاران هزار مردم عادی مسلمان توسط خلیفه مسلمانان و جانیان دوروبرش، ذهن مرا به شدت مشغول کرده بود که در خبرنامه گویا مطلبی از آقای بیژن صفسری خواندم که ادعای رسانههای لبنانی و کیهان ایران را تکرار میکرد. در فرازی از مقاله مربوطه آمده است:

"... اگر بنا بر خاطرات هیلاری کلینتون که در کتاب جدید او گروه داعش را ساخته و پرداخته اسرائیل و آمریکا و ایضا انگلیس میخواند، پس چرا امروز این پدید آورندگان، تصمیم به نابودی و یا دست کم متوقف ساختن ماشین آدم کشی خودساخته را گرفتهاند؟ امروز با توجه به حجم اطلاعاتی که از گروه داعش وجود دارد و حتی اسنادی مبنی برتحت تعلیم قراردادن ابوبکر بغدادی رهبر این گروه توسط اسرائیل از سوی رسانههای معتبر جهان منتشر گردیده، اقدام دیرهنگام رئیس جمهور آمریکا مبنی بر متوقف ساختن نسلکشی داعش در منطقه، در هالهای از شک و ابهام قرار میگیرد تا بدانجا که بسیاری از آگاهان سیاسی دلیل چنین اقدام بازدارنده از سوی آمریکا را، عبور داعشیان از خط قرمز ترسیم شده توسط پدیدآورندگان این گروه تروریستی میدانند." [گویا نیوز، ١٩مرداد ٩٤]

نیازی به تاکید نیست – هرچند برای محکمکاری پر بیراه هم نبايد باشد! – که بحث بر سر نقش يا عدم نقش آمریکا و اسرائیل و انگلیس در ایجاد این گروه نیست – گرچه میتوان پذیرفت كه نبايد تاثير منفى سياست آنان را در مشکلات امروز خاورمیانه ناديده گرفت -  بلكه بحث بر سر واقعيت داشتن يا نداشتن نقل قول از یک کتاب معین است که صفحات معینی دارد و لغت به لغت آن قابل دوباره خوانی و نقل قول مستقیم و غیرمستقیم است.

هیچیک از مقالاتی که بدانها اشاره کردم هیچ ارجاعی به صفحه کتاب ندادهاند. از کیهان ایران که زیروبمش را میشناسیم انتظاری بیش از این نمیرود. این نشریه حتی خودِ مسئله سربریدن گروگانها را فیلمبازی کردن هالیودی میداند!

 در "یادداشت روز" کیهان با عنوان "داعش، دوربین، حرکت!" به قلم کسی با نام محمد صرفی آمده است:

"منابع مستقل در غرب درباره اصالت فیلم‌های سربریدن غربی‌ها توسط داعش به طور جدی تردید دارند و مورد فولی و ساتلوف (دو روزنامه‌نگار آمریکایی) را جعلی می‌دانند. در هیاهوی رسانه‌های غربی جایی برای شنیده شدن این موضوع نیست که ساتلوف با موساد ارتباط داشته و این که عکسی از وی در پشت یک مسلسل متعلق به جنگجویان شورشی سوریه وجود دارد! در نمایش ائتلاف علیه داعش به کارگردانی آمریکا، شاید اتباع خارجی به شیوه‌ هالیوودی مقابل دوربین زانو بزنند و ذبح شوند اما شهروندان سوری در بمباران‌های واقعی تکه‌تکه می‌شوند." [دوم مهرماه ٩٣]

وقتی در کیهان واقعیتی چنین عریان جعلی خوانده می‌شود چه توقعی از کیهانیان می‌توان داشت؟ نشریات لبنانی را هم که نمی‌شناسیم تا بدانیم سرچشمه‌شان از کجا آب می‌خورد. نویسندگان گویانیوز را ظاهرا قرار است بشناسیم اما در آن هم ارجاعی به صفحه‌ای از کتاب هیلاری کلینتون در مورد داعش داده نشده است. 

این است که می‌روم کتاب را تهیه می‌کنم و زحمت یافتن صفحه یا صفحات مرتبط با داعش را خودم تقبل می‌کنم!

ولی هر چه بیشتر می‌خوانم کمتر می‌یابمش. البته درست در نقطه مقابل اين ادعا، فرازهائى در كتاب به چشمم خورد که نشان از نگرانی هیلاری کلینتون از قدرت گرفتن تندروهای اسلامی در جنگ داخلی سوریه دارد؛ مثل آن‌جا كه او در مورد ديدار نمايندگان رژيم اسد با وساطت سازمان ملل متحد با مخالفين مسلحش، مى‌نويسد:

"من خاطرنشان كردم كه اگر روز آينده در ژنو به نتيجه‌اى نرسيم كه بر مبناى طرح كوفى عنان انتقال قدرتى كنترل شده [در سوریه] انجام بگيرد تلاش ديپلماتيك به رهبرى سازمان ملل فرو خواهد ريخت، تندروها قدرت خواهند گرفت و درگيرى افزايش خواهد يافت." ص ٤٥٦

و چند صفحه بعدتر، پس از شكست همين مذاكرات وقتى در ميان بازيكنان صحنه‌ى جنگ داخلى سوريه، بحث مسلح كردن مخالفان اسد جدى‌تر مى‌شود مى‌نويسد:

"مسائل بغرنج به ندرت پاسخ سرراست دارند؛ در واقع بخشى از آن‌چه اين مسائل را بغرنج مى‌سازند اين است كه هر پاسخى بدتر از ديگرى به نظر مى‌رسد." 

و سپس به دو نمونه پاسخ به مشكل بغرنج سوريه اشاره مى‌كند:

"اسلحه بفرستى، مى‌بينى آخرسر از دست تندروها سر در مى‌آورد. به ديپلماسى ادامه بدهى با كله به وتوى روسيه برخورد مى‌كنى."

و چند سطر پائين‌تر در توضيح (يا توجيه) تعلل اوباما براى تدارك اسلحه به مخالفان اسد مى‌نويسد:

"اين كار با ريسك بزرگى همراه است. در دهه ١٩٨٠ ايالات متحده، عربستان سعودى، و پاكستان شورشيان افغان را كه مجاهدين نام داشتند مسلح كرد كه به اشغال كشورشان توسط شوروى پايان دادند. برخى از اين مبارزين از جمله اسامه بن لادن در ادامه القاعده را شكل دادند و با چرخش ديدگاهشان اهدافى در غرب را نشانه گرفتند. هيچكس تكرار اين سناريو را نمى‌خواست." ص ٤٦١

جدا از اينكه اين حرف‌هاى هيلارى كلينتون كه نمونه‌هايش را آوردم بيان واقعيت است يا نه، يا اين‌كه بعدها خود او در كتاب ديگرى اعتراف كند كه "داعش" را خودشان راه انداخته بودند يا نه، واقعيت برتر اين است كه در اين كتاب معين - يعنى "گزينه‌هاى سخت" - چنين اعترافى در مورد "داعش" ديده نمى‌شود.

□◊□

Posted by reza at September 30, 2014 4:37 PM
مطالب مرتبط