August 1, 2014

حماس، مردم غزه، و اسرائيل، وجدان بشريت را گروگان گرفته است

با اعلام سه روز آتشبس به منظور كمكرسانى به مردم رنج كشيدهى غزه، دنيا دارد نفسى مىكشد. جنگ در هر شكلش كثيف است بهويژه در شكلى كه هر يكى دو سال يكبار بر اهالى غزه تحميل مىشود؛ مردمى كه ميان سازمانهاى تروريستى حماس و جهاداسلامی از يكسو، و دولتهاى راستگراى اسرائيلى از سوى ديگر، در تلهى دائمى قرار دارند. 

در طول اين سه روز آتشبس، مردم غزه به تشييع و دفن عزيزان خویش و مرهم نهادن بر زخم مجروحان و تدارك نان و آبى مختصر - اگر يافت شود- مشغول خواهند بود تا دور تازهاى از خشونت را از سر بگذرانند. 

تروريستهاى حماس و جهاداسلامی هم بى آنكه كَكشان از اينهمه مصيبت كه بر هموطنانشان هموار كردهاند بگزد با نيروى تازهاى كه از حمايت جانيانى از سنخ خودشان - خامنهاى و حسن نصرالله - گرفتهاند، منتظرند موشكهايشان را هوا كنند و اگر قادر نيستند فاجعههاى انسانىِ مشابه در مناطق مسكونى اسرائيل بيافرينند، دستكم نشان دهند كه از آن ابائى ندارند. 

دولت اسرائيل هم در اين سه روز وقت كافى دارد تا دندانش را تيزتر كند و بىپرواتر از پيش بر هر كجا كه بخواهد بمب بياندازد و هر ساختمانى را كه بخواهد تخريب كند، چه مدرسهى سازمان ملل باشد، چه بيمارستان، كه يكى پناهگاه هزاران زن و كودك بىپناه فلسطينى است و ديگرى آسايشگاه مجروحان همين خونريزىهاى اخير. 

و در نهايت اين وجدان مردم جهان است كه از پذيرش دنيائى بدين زشتى احساس شرم مىكند ولی پاسخى براى دهها پرسشش نمىيابد. و اين تنها يكى از آنهاست كه دارد ذهن مرا مىجود: 

حتى اگر ادعاى دولت اسرائيل عليه حماس را باور داشته باشيم كه حماس از داخل مدارس متعلق به سازمان ملل به سربازان اسرائيلى شليك مىكند - كه از حماس و جهاداسلامی ابدا بعيد نيست - آيا بمباران پناهگاه هزاران زن و كودك بىدفاع براى كشتن يكى دو تروريست توجيه انسانى دارد؟

اين آرزو بهدلم مانده است كه در شبكههاى خبرى جهانى، از امريكائى و اروپائى گرفته تا عربى و فارسىزبان، يكبار هم که شده بشنوم كه اين پرسش را با سخنگويان دولت اسرائيل طرح كنند كه اگر يكى از همين تروريستهاى حماس بتواند در مدرسهاى در اسرائيل وارد شده و از آنجا به ماموران اسرائيلى شليك كند، آيا ارتش اسرائيل براى كشتن آن تروريست تمام مدرسه را بمباران خواهد كرد، و كشتار معلمان و شاگردان مدرسه را بهبهانهى مبارزه با تروريسم موجه خواهد دانست؟

بىترديد جواب منفى است، چون دولت اسرائيل براى جان مردمانش ارزش قائل است. ولى چگونه است كه اگر حماس در بيمارستانى سلاح مخفى كند ارتش اسرائيل خراب كردن بيمارستان بر سر پزشکان و بيمارانش را مجاز مىشمارد؟ شايد عنوان شود چون همين مردم غزه هستند كه از حماس دفاع مىكنند. حتى اگر اين نكته درست باشد و اين مردم امكان زندگى ديگرى بهجز زندگى در غزهى زير تسلط حماس را داشته باشند ولی حماس را ترجیح بدهند، تازه وضع آنان مثل مردم عادى اسرائيل مىشود كه در انتخاباتى آزاد و دموكراتيك دولت فعلى را بر سر كار آوردهاند. با اين منطق آنگاه بايد موشك اندازى غيرانسانى حماس و جهاداسلامی به مردم عادى و غيرنظامى اسرائيل و كشتن زنان و كودكان آنان نيز برای دولت اسرائیل قابل توجيه باشد! 

جنگ، اين كثيفترين جلوهى درندهخوئى انسان، قرار است تا وقتى هست در ضابطههائى هرچند ناکافی محدود بماند. اين ضابطهها را بشريت پس از قرنهاى قرن خونريزى بالاخره تدوين كرده و همهى دولتها به رعايتش التزام دادهاند. از وقتى اين مقررات در سازمان ملل مدون شده، البته هيچ جنگى نبوده است كه در چهارچوب آن محدود مانده باشد ولى جنگ امروز غزه ابعاد سرپيچى از اين تمناى انسانى بشريت از طرفين جنگ را، بهشكل دردناكى بهرخ انسان میکشد. 

بيش از يكونيم ميليون مردم بىپناه ساكن غزه در گروگانِ مشتى تروريستِ مرگانديش قرار گرفتهاند كه مردمش را بىدفاع در مقابل مجهزترين ارتش خاورميانه رها كرده است؛ آنهم ارتشى كه فرمانبر دولتى گردنكش است كه نه به افکار عمومی جهانیان اهمیتی میدهد، نه نظرات والاترين شخصيتهاى جهانى را به بازى مىگيرد، و نه حتی از گروگان گرفتن وجدان بشريت هراسى بهخود راه مىدهد.

□◊□

Posted by reza at August 1, 2014 9:52 AM
مطالب مرتبط