April 17, 2014

در معنای سفسطه و وقاحت

[اگر یک مولفه در تمام شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و هنری و اقتصادی ایران اسلامی بتوان یافت همان قدرت سفسطه و وقاحت در کلام است.]
این جمله را بیستوسه سال پیش در فصل "سینمای الگوی اسلامی" در کتاب "سراب سینمای اسلامی ایران" نوشتم (چاپ اول ص. 69) و هر بار که به سخنان هر یک از مقامات گوش میکنم به درستیِ این برداشت اطمینان بیشتری مییابم. این "قدرت سفسطه و وقاحت در کلام" ظاهرا یکی از دستآوردهای انقلاب اسلامی است که متولیانش بشکلی روزافزون تلاش در حفظ و گسترش آن دارند، به شکلی که نه تنها مقامات و مسئولان که حتی منتقدان و رقبای درونیاشان هم در این زمینه از یکدیگر کم نمیآورند.
در این عرصهی بسیار اختصاصی دیگر فرقی میان خامنهای و رفسنجانی و خاتمی و روحانی نیست. همین آخری در همین روزهای آخر در کمال سفسطهگری و وقاحت مدعی شد که در "قانون اساسی این نظام هیچ تفاوتی بین اقوام وجود ندارد و همه از حقوق شهروندی برابری برخوردارند."
خیال ندارم برای اثبات ادعای بیستوسه سال پیشم از سفسطههای اینوآن شاهد بیاورم که از بیستوسه هزار نمونه افزون خواهد شد؛ نه تنها از این چند نخبه که نامبردم، که از مخالفان و مدعیان نامدارشان همچون گنجی و سروش نیز هم!
بلکه فقط میخواهم اشارهای بکنم به پاسخ سرگشادهی یک هنرمند سرشناس به سفسطه و دروغپردازی اخیر یکی از برادران لاریجانی که مثلا مسئول رعایت حقوق بشر از نوع اسلامیاش در ایران است.
"شبنم طلوعی"، بازیگر و کارگردان تئاتر، خطاب به محمدجواد لاریجانی مینویسد:
[من – "خانم حکمتی" مجموعهی تلویزیونی بدون شرح - همانم که وقتی مامور معذور حراست فرم معروف را در محل فیلمبرداری بهدستم داد و برایش به خط خوش موروثی با خودکار بیک بیارزشم جلوی مذهب نوشتم "بهائی"، لرزید، و بعد با من عکسی به یادگار گرفت برای همسر و فرزندانش. چون میدانست با این "اعتراف" به زودی توسط دستان ناپیدا حذف میشوم، نه فقط از آن سریال که از هرجا که بودهام، انگار که هرگز نبودهام.]
[اصلِ نامه را میتوانید در اینجا بخوانید]
Posted by reza at April 17, 2014 12:19 PM
مطالب مرتبط