January 8, 2012

"سرای بیم و امید"

این عنوان نمایشنامه تازهای است از دوست فرهیخته و هنرمندم "محسن یلفانی" که به کارگردانی دوست هنرمند دیگرم "ابراهیم مکی"، در اولین پایان هفتهی فوریه امسال در پاریس به صحنه خواهد رفت.

نقش کوچکی هم در این کار به من سپرده شده بود که برای انجامش چند روزی در پاریس بودم و با آماده شدنش به خانه برگشتم و تا این یادداشت را ننویسم نمیتوانم نفسی به راحتی بکشم!

نمایش "سرای بیم و امید"، آنطور که در بروشور آن عنوان شده به تماشا گذاشتن پنجاه و هفت سال زندگی تب آلود یک زوج پاکباخته است در برابر دورنمای سراسر تلاطم و التهاب این سرزمین بیم و امید.

حدود پانزده ماه پیش که برای برنامهریزی فیلمبرداری "تابوی ایرانی" در پاریس بودم، "محسن" و "ابراهیم" متن این نمایشنامه‌ی نیمهنوشته شده را در اختیارم گذاشتند تا در تدارک و تدوین صحنههائی که نیاز به فیلمهای مستند دارد کمکشان کنم. با عشق پذیرفتم. دو سه ماه پیش، "محسن" چند روزی در هلند مهمان من بود و فیلمهای مورد نیازش را از آرشیو شخصی‌ام، و بیش از آن از آرشیو بسیار پربارتر دوست سینماشناسم "آران جاویدانی" انتخاب کرد؛ صحنههائی مستند از قیام سی تیر سال سی و یک شمسی گرفته تا کودتای بیست هشت مرداد و میتینگ جلالیه و انقلاب سفید و جشن های شاهنشاهی و .... انقلاب اسلامی و بالاخره خیزش اخیر که "جنبش سبز" نام گرفته است.

اوائل هفته گذشته، من و "آران" با کوله باری از وسائل فنی تدوین فیلم به پاریس رفتیم و در کنار "محسن" به شکل ضربتی با روزی چهارده ساعت کار مداوم، صحنههای لازم را تدوین شده بر روی دیویدی تحویل او دادیم و همین دیروز به هلند بازگشتیم.

متاسفانه در موقع اجرای نمایش در پاریس، من باید برای تدریس و نمایش فیلم "تابوی ایرانی" به لندن بروم و از دیدن اولین اجرای آن محروم خواهم بود ولی امیدوارم در اجراهای دیگر این شانس را از دست ندهم. 

Posted by reza at January 8, 2012 6:29 PM
مطالب مرتبط