August 24, 2011

یادمان خونین جامگان

پوستر برنامه یادمان کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 را که در "خبرنامه گویا" دیدم، یاد "شامیت"، معروف به مهدی اصلانی افتادم! قبلا هم نوشته ام که گمان نمی کنم هیچیک از زندانیانی که از آن کویر وحشت عبور کردند و زنده به بیرون رسیدند پیش و بیش از اصلانی در افشای آن واقعیت دردناک کوشیده باشند.

در کنار او، این بار اسفند منفردزاده هم هست که وقتی اسم ایران را جلواش ببری چشمش تر می شود، حتی اگر داری برایش جوک تعریف می کنی. با همه ی درشتی قامت استوارش وقتی پای ستم و ستمکشان در میان باشد دلش مثل دل گنجشک کوچک می شود.

دیروز شامیت برایم نوشت که در برنامه هائی که دقیقش در پوستر آمده سه تارش را همراه می برد و دوبیتی های منوچهر آتشی را می خواند. به جای جواب، رفتم صندوقچه فیلم هایم را وارسیدم و کلیپی از سه تار زدن و آتشی خواندنش سر هم کردم و در صفحه ام در یوتیوب گذاشتم تا سوز صدای او را با این یادداشت همراه کنم. فکر کنم ده سال پیش بود که در حیاط خانه خودم، در یک روز بارانی، داخل چادر، دوستانی برای دیدار "کاوه گوهرین" که مهمان من بود جمع شده بودند، و مهدی دستی به سه تار و دمی به آواز داد.

در برنامه های اعلام شده انگار قرار است اسفند هم عودش را با خودش ببرد، گرچه در پوستر اشاره ای به آن نشده. چه حالی خواهند کرد دوستان! می دانم جای مرا هم خالی خواهند کرد.

Posted by reza at August 24, 2011 3:24 PM
مطالب مرتبط