February 17, 2011

خانواده داغدار "صانع ژاله" و "محمد مختاری" را در کابوس رها نکنیم

گرچه در باور هیچ انسانی که از کمترین وجدان برخوردار باشد نمی‌گنجد، اما متاسفانه این کابوس واقعیت دارد که اوباشان رژیم اسلامی پس از کشتن دو نوجوان آزاده‌ی هموطنمان در یک گردهمائی آرام، نه تنها پیکر بی‌جانشان، که حتی نامشان را نیز رندانه به یغما بردند.

هر رژیم دیکتاتورمآبی، کابوس‌آفرینی بسیاری در رابطه با ملت تحتِ ستمش در کارنامه داشته و دارد، اما در این زمینه کابوس‌هائی که رژیم اسلامی حاکم بر وطن ما برای این ملت آفریده در نوع خود بی‌سابقه است. و این کابوس‌آفرینی البته از دزیدن جسد نام صانع ژاله و محمد مختاری آغاز نشده است.

کشتار هزاران زندانی بی‌پناه به فتوای مستقیم خمینی در تابستان 67، اعتراف‌گیری‌های شنیع از مرد آزاده‌ی قلم، سعیدی سیرجانی و کشتن بی‌سر و صدایش، سناریوی مضحک سفر فرج سرکوهی به خارج و مصاحبه اش در فرودگاه تهران در حالیکه در زندان و زیر شکنجه بوده است، در دوره‌ی یکه تازی رفسنجانی، کشتار وحشیانه‌ی مختاری و پوینده و فروهرها، و ده ها نمونه‌ی دیگر، تنها بخش کوچکی از کابوس‌هائی است که رژیم اسلامی بر این ملت تحمیل کرده است.

قصه‌پردازی‌های وقیحانه‌ی رژیم در توجیه جنایاتش به تنهائی می‌تواند این کابوس‌ها را دردناک‌تر و غیر قابل تحمل‌تر کند. در گفتگوئی که اخیرا با شیرین عبادی داشتم به نکته‌ای اشاره کرد که خود به تنهائی میزان بلاهت حکومتیان در قصه‌پردازی‌هایشان را روشن می‌کند:

[یک روز مأمورین امنیتی ناغافل به دفتر آقای دادخواه می‌ریزند و یکی از مامورین از یک اتاقی فریاد می‌زند "یافتم یافتم"، و ارشمیدس‌وار یک کلت و یک لوله تریاک را می‌آورد و می‌گوید که این‌ها را پیدا کردم! ... آقای دادخواه را به زندان می‌برند و نزدیک به دو ماه او را چنان شکنجه شدید می‌کنند تا وادار به این اعتراف شود که این اسلحه متعلق به ایشان است و نآآابا پولی که من برای "کانون مدافعان" فرستادم آن را خریده است، و این همان اسلحه ایست که "ندا" با آن کشته شده!]

چه قصه ی مضحکی! شیرین عبادی پول فرستاده تا همکارش دادخواه اسلحه بخرد و بدهد به یک جانی تا ندا آقاسلطان را در تظاهرات ضد رژیم بکشد! درد از دست دادن سرو ایستاده‌ی خانواده‌ی آقا سلطان برای مادرش کافی نیست که تحمل این قصه‌های کابوسواره نیز بدان افزوده می‌شود.

و حالا در تازه‌ترین مورد از این دست، رژیم اسلامی تلاش مذبوحانه کرده است تا با آلودن نام صانع ژاله به تشکیلات منفور بسیج کابوس تازه‌ای برای خانواده‌ی این عزیز بیافریند.

بیائیم به نام آزادی و آزادگی با شرکتِ گسترده در مراسم روز یکشنبه اول اسفند، خانواده‌ی این دو نازنین را در این کابوس تازه تنها نگذاریم، و با حضور خروشان خویش در هر کجا که هستیم، به سهم خود کابوس تازه‌ای برای رژیم منفور اسلامی بیافرینیم.

Posted by reza at February 17, 2011 6:06 PM
مطالب مرتبط