February 10, 2011

شیرین عبادی: تکنولوژی خواب راحت را از چشم دیکتاتورها ربوده

این یادداشت را در هتلی در سیویل (جنوب اسپانیا) می نویسم, جائی که صبح امروز در هتل محل اقامت خانم شیرین عبادی یک گفتگوی نسبتا مفصل با او داشتم؛ گفتگوئی که از مدتی قبل برنامه ریزی کرده بودم تا در فیلم بلند مستندی که در دست تهیه دارم از آن استفاده کنم. گرچه موضوع فیلم من در مورد مشکل روزافزون بهائیان در ایران اسلامی است و تلاش من در این فیلم این است که ریشه های تجاوزات انکارناپذیر حکومت ها و بی حرمتی های آشکار ما ایرانیان غیر بهائی را نسبت به هموطنان بهائی مان بکاوم, اما پس از پایان فیلمبرداری, در یک نشست مجزا پرسشی متفاوت را با ایشان مطرح کردم که عین آن را از روی نوار ضبط صدا در زیر می آورم.

رضا علامه زاده: با توجه به جنبش روزافزون دموکراسی طلبی در دنیای عرب, وضعیت ایران را چگونه می بینید؟

شیرین عبادی: ببینید, تکنولوژی خواب راحت را از چشم دیکتاتورها ربوده زیرا باعث شده مردم هم آگاه تر و هم به یکدیگر نزدیکتر شوند. سئوال اصلی این است که چرا مردم در خاورمیانه اسلامی قیام کردند و خواهان دموکراسی شدند. چرا الان, و چرا ده سال قبل نه؟ جواب خیلی طبیعی است, ده سال قبل مردم از این تکنولوژی و از اینترنت برخوردار نبودند و الان این نزدیکی پیش آمده. در سال 1367, در مورد کشتار و تیرباران زندانیان سیاسی در ایران, که فقط در زندان تهران سه هزار نفر اعدام شدند, به علت این که این دسترسی به اطلاعات میسر نبود, دیدید که سر و صدای چندانی به پا نشد و فقط نزدیکان و بستگان آن ها متوجه چنین فاجعه ای شدند. اما حالا یک نفر را که اعدام می کنند تمام دنیا به پا می خیزد. این را ما به مدد و کمک تکنولوژی داریم. بر همین قیاس مردم خاور میانه از جمله مردم تونس و مصر متوجه شدند که دنیا در چه وضعیتی است و لذا در پی کسب حقوق مشروع خودشان برآمدند. و خوشبختانه موفق هم شدند زیرا بر خلاف سابق که دنیا از دیکتاتورها حمایت می کرد غرب دست حمایتش را از پشت دیکتاتورها برداشته است. این شهامتی داد به مردم منطقه. دیدیم در اردن, در یمن, در کویت و در الجزایر همین اتفاق ها دارد می افتد. و این نشان از ارتباط مردم با یکدیگر و آگاهی از مسائل همدیگر دارد.

و اما در ایران بحث فرق می کند چون این اعتراضات از ژوئن 2009 شروع شد. شعار مردم در آغاز "رای من کجاست؟" بود, اما به تدریج رادیکال تر, و خواست ها بیشتر و بیشتر شد. مردم بسیار مسالمت آمیز اعتراض کردند اما جواب آن ها گلوله بود و زندان. طبیعتا جنبش سرکوب شد اما ساکت نشد. بین سرکوب با سکوت تفاوت بسیار است؛ مثل خاکستری که روی آتش بریزند. این خاکستر هر لحظه ممکن است به کوچکترین نسیمی کنار برود. زمینه نارضایتی در مردم ایران بسیار زیاد است, خصوصا به دلیل وضعیت بد اقتصادی. علاوه بر وضعیت نقض حقوق بشر, علاوه بر نبود دموکراسی, مسئله اقتصادی هم به موضوع اضافه شده است. بنابراین جنبش سبز همچنان ادامه دارد. و ما می بینیم که حتی سه روز بعد از سالگرد 22 بهمن اعلام راهپیمائی کردند. علت اینکه این راهپیمائی را 22 بهمن نگذاشتند به نظر من این است که آن روز روز راهپیمائی دولتی است. و چون طبق قانون اساسی راهپیمائی مسالمت آمیز مشروط بر اینکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است و نیاز به کسب اجازه ندارد بنابراین راهپیمائی 25 بهمن نیاز به موافقت دولت ندارد. علت اینکه به دولت اطلاع داده اند این بود که در آن روز راهپیمائی می شود و دولت وظیفه دارد که امنیت مردم را حفظ بکند.

علامه زاده: ولی رهبران جنبش برای راهپیمائی درخواست اجازه کرده اند و برخوردشان با شما کمی فرق می کند.

عبادی: من به عنوان یک حقوق دان این را مطرح می کنم. من مدافع کسی نیستم و از نظر سیاسی بی طرف هستم. به موجب قانون اساسی مردم می توانند روز 25 بهمن راهپیمائی کنند و دولت چون از این راهپیمائی اطلاع پیدا کرده مکلف است امنیت آنان را حفظ کند.

Posted by reza at February 10, 2011 10:42 PM
مطالب مرتبط