October 22, 2010

لعنت بر تو، و بر من هم!

دیوانه‌ام امشب. نه این‌که چند جامی زیادی زده باشم. خیلی قبل از آن‌که اولین جام را به دست بگیرم دیوانه‌ام کرده بود این کسی که در این هفته بیش از ده‌تا ایمیل برایم زده است. فکر می‌کنید از کجا؟ از مازندارن! حیف که صلاح نمی‌دانم نامش را ببرم و تمام آن‌چه برایم نوشته و فرستاده را در این‌جا بیاورم. یعنی برای او صلاح نمی‌دانم. من که خیلی وقت است کارم از صلاح و این حرف‌ها گذشته است! همین حالا که دارم این را می‌نویسم گوشم به موسیقی مازندرانی است که ساعتی پیش برایم از طریق اینترنت فرستاده و هرچه می کنم نمی‌توانم جلو اشکم را بگیرم. انگار کسی عکسی از بچه گمشده‌تان را بعد از چهل سال برایتان بفرستد و بگوید ببین! گرچه کنارت نیست ولی زنده است.

ببینید چه می‌نویسد در ایمیلش: [...من قبل از دیدن فیلم "شاهد"، فیلم "دار" شما را هم دیدم که واقعا موجز و زیبا بود. همان فیلمی که دوست مشترکمان، آقای سیامک اطسی در آن بازی می کرد... راستی آن نواری که آقای عسکری از "غدر" و پسرش در روستای "زاغمرز" پر کرده را هنوز در آرشیو خانه دارم. کمانچه غدر و صدای اصغر پسرش که چند تصنيف از "امیری" و "کتولی" برای موسیقی فیلم "دار" خوانده بود. صدای شما هم دراین نوار هنوز هست...]

آن‌ها که مثل همین دوست مازندانی مرا کمی می‌شناسند می‌دانند این فیلم برایم چه به ارمغان آورد؛ یک جایزه، و چند سال زندان! خودش در بخش دیگری از نامه‌اش نوشته: [سال 1355زمانی که برای ملاقات دوستم ... به زندان کرمان آمدم، او به من گفت که شما در همان زندان دوران محکومیت‌تان را سپری می‌کنید. از شنیدن این خبر بشدت افسرده شدم و تا غروب آن روزاحساس بدی داشتم...]

سخت است حرفش را باور کنم. ولی راست می‌گوید. عسکری سی و هفت سال پیش صدابردار فیلم من بود و من غدر، کمانچه‌کش سرشناس مازندران، و پسرش اصغر را به روستای زاغمرز بردم تا برای فیلم دار که تازه ساخته بودم موسیقی ضبط کنم.

برایش نوشتم: [آیا ممکن است نوار موسیقی "غدر" و پسرش را به شیوه‌ای برایم بفرستی؟ هدیه‌ای از این ارزنده‌تر برای خودم سراغ ندارم.]

و حالا، یعنی دو سه ساعت پیش، ایمیلم را که چک کردم فایل صوتی آن را برایم فرستاده بود. ناباورانه بازش کردم و وقتی صدای ساز غدر در آمد دیگر نتوانستم جلوی ریزش اشکم را بگیرم. در همان میانه به آن نازنین مازندرانی نوشتم:

[از وقتی این موسیقی را شنیدم اشکم بند نمی‌آید. لعنت بر تو! هیچ‌وقت محبتت را فراموش نمی‌کنم.]

حالا لعنت بر خودم اگر نتوانم این فایل را آپلود کنم. خواب را به خودم حرام می‌کنم اگر راهش را پیدا نکنم!

پیدا کردم! کافی است روی پوستر همان فیلم کلیک کنید تا صدای اصغر را با کمانچه پدرش بشنوید. یکی دو جا هم صدا قطع و وصل می‌شود ولی چیزی از سوز صدا نمی‌کاهد. اگر فکر می‌کنید همینطور الکی به موسیقی فلامنکو پیله دارم این را گوش کنید تا بدانید آهنگی که از دل بر آید "کتولی" و "امیری" و فلامنکو ندارد! این را هم بگویم که من تنها از قطعه‌ای از این موسیقی برای فیلم "دار" استفاده کردم و باقی را به آرشیو موسیقی محلی "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" سپردم.

 

Posted by reza at October 22, 2010 12:17 AM
مطالب مرتبط