September 16, 2010

نوابغ زاده نمی‌شوند، ساخته می‌شوند!

سه سال پیش که برای تهیه برنامه رادیوئی «دست در دست»، در مورد موسیقی کوبا، در هاوانا بودم کتابی در میان آشنایان کوبائی‌ام دست به دست می‌گشت با عنوان «هفت گام برای واقعیت بخشیدن به رؤیاهایتان». می‌گفتند یکی از کتاب‌های پر فروش در سراسر آمریکای لاتین است که به ویژه جوانان خیلی آن را می‌خوانند. وقتی نگاهی به سر فصل‌های کتاب انداختم فهمیدم چرا در کوبا این‌همه طرفدار یافته است. تغییراتی که در سیستم کوبا در جهت محدود کردن دخالت دولت در عرصه‌های اقتصادی آعاز شده بود، و ایجاد فرصتی تازه برای مردم، بویژه نسل جوان که موفقیتشان را در زندگی خصوصی به دست خود برنامه‌ریزی کنند، آنان را به خواندن کتاب‌هائی که جنبه راهنما در این زمینه داشتند ترغیب کرده بود.

یکی دو هفته پیش در یکی از سایت‌های اسپانیائی نقدی خواندم در مورد کتاب تازه‌ای از همان نویسنده با عنوان «نوابغ زاده نمی‌شوند، ساخته می‌شوند!». نویسنده کتاب "دکتر کامیلو کروز" اصلا کلمبیائی است ولی در چند دانشگاه آمریکا فیزیک کوانتوم و ریاضیات تدریس می‌کند. دکتر کروز که ظاهرا یکی از لاتینوهای موفق در آمریکاست برای جوانان قاره فقیر و عقب‌مانده‌ی آمریکای لاتین یک الگوی جذاب به شمار می‌رود. از این رو او کتاب‌هایش را به زبان مادریش می‌نویسد تا مستقیما با مخاطبین اصلی‌اش ارتباط برقرار کند.

این‌ها را ننوشتم تا صرفا این نویسنده‌ و کتاب‌هایش را معرفی کنم بلکه می‌خواهم تکه‌های خواندنی از این کتاب اخیرش را به فارسی برگردانم و با شما در میان بگذارم چون خالی از نکته‌سنجی و حتی تفریح نیست! خوانندگان آشنا به قلم من می‌دانند که کتاب‌هائی از دست کتاب‌های دکتر کروز هیچوقت خوراک من نبوده است با این وجود من این کتاب را با لذت دارم می‌خوانم و تا کنون نکات جالبی در آن یافته‌ام.

عنوان فرعی کتابِ «نوابغ زاده نمی‌شوند، ساخته می‌شوند!» این است: «چگونه می‌توانی مغزت را برای موفقیت و خوشبخت بودن برنامه‌ریزی کنی» و کتاب این ادعا را دارد که می‌تواند راه برنامه‌ریزی برای خوشبخت شدن را به خواننده نشان دهد. کتاب که در دوازده فصل تنظیم شده هر کجا به نکته تازه یا مهمی رسیده آن نکته را به عنوان پیام نویسنده در کادری مستقل ارائه کرده و بر هر کدام شماره‌ای گذاشته است. کتاب که حدود دویست و سی صفحه دارد حاوی شصت پیام کادره شده است. چون می‌دانم هم وقت من و هم حوصله شما تنگ است فقط سه پیام از میان این شصت تا را برایتان ترجمه می‌کنم با این قول که در فرصتی دیگر نه فقط به برخی از پیام‌های دیگر بپردازم بلکه قصه‌ی جالب «نیلس بوهر» برنده‌ی نوبل فیزیک در سال 1922 را که به شیرینی در کتاب آمده ترجمه کنم.

پیام شماره یک:

[همه‌ی ما دلمان می‌خواهد در زندگی خوشبخت و موفق باشیم. اما به شکل بی‌حاصلی دنبال چیزی در بیرون از خودمان می‌گردیم که همواره در درون خودمان حضور دارد، یعنی راز یک زندگی موفق و شاداب. پاسخ همه‌ی پرسش‌هایمان، راه حل همه‌ی مسائلمان، و توان واقعیت بخشیدن به بلندپروازانه‌ترین اهدافمان در ژرفترین بخش مغز خودمان قرار گرفته است. تنها کاری که باید بکنیم این است که پرسش‌ها را طرح کنیم و به صدای ذهن ناخودآگاهمان گوش فرا دهیم.]

پیام شماره چهار:

[میلیون‌ها سالی که طول کشید تا مغز انسان تکامل یابد – از مغز ابتدائی خزندگان تا مغز حسی پستانداران که به مغز متفکر انسان فراروئید – برای هر جنینی در طول نُه ماهی که برای تکامل در رحم مادر لازم دارد، از نو طی می‌شود.]

پیام شماره هفت:

[همه‌ی ما در ذات خود نابعه‌ایم و می‌توانیم بسیار بیشتر از آنچه هستیم موفق شویم. با این وجود، اکثریت بزرگی از ما تنها دو در صد از توان بالقوه مغزمان را به کار می‌گیریم. تصور کن چه سطحی از زندگی می‌داشتی اگر یاد می‌گرفتی از توانائی نامحدود مغزت استفاده کنی.]

Posted by reza at September 16, 2010 11:31 AM
مطالب مرتبط