July 24, 2010

یادی از آنکس که از یادها نمی‌رود

قرار است تا ساعتی دیگر دوستداران شاعر نامدار ملت ما، احمد شاملو، بر مزار آن هماره جاوید گرد بیایند. از دیروز که این خبر را در اطلاعیه کانون نویسندگان ایران خواندم خودم اینجا اما دلم فرسنگ‌ها دورتر پیش آن‌هاست. چند بار خواستم چیزی بنویسم دیدم از آدمی بدان عظمت چه کم می‌شود اگر در دهمین سالمرگش چیزی ننویسم. ولی ذهنم قانع نمی‌شد و عذابم می‌داد. آنقدر که رفتم پوشه قطوری را که مدارک مکاتبات مربوط به فیلمنامه «وصیت‌نامه ققنوس» در آن است را باز کردم تا تمرکز بیابم. یافتم. هم تمرکز، و هم چیزی برای خالی نگذاشتن این صفحه از شاملو در این روز و ساعت بخصوص.

در زیر دو عکس از این بزرگمرد روزگار را که یک سال قبل از مرگش به خواهش من توسط دوست مهربانم "کاوه گوهرین" گرفته شده، برایتان می‌گذارم.

 

در ادامه، بخشی از گزارش هیئت ژوری «بنیاد شاعران همه ملت‌ها» در مورد اهدای جایزه «واژه آزاد» به احمد شاملو را می‌آورم و سپس متن کوتاه سخنان خودم وقتی جایزه را از سوی شاملو دریافت می‌کردم.

[جایره واژه آزاد هر ساله به شاعری تعلق می‌گیرد که در راه خلاقیت ادبیش با مشکلات جدی سیاسی مواجه است... شاعری که جایزه واژه آزاد سال 1999 به او تعلق گرفته است احمد شاملو از ایران است. او در سال 1925 در تهران متولد شد و آثار وسیعی در شعر به نام او ثبت است. در عرصه سیاسی او بارها در رژیم شاه زیر فشار قرار گرفت. در سال 1976 به تبعید رفت و درست پس از سقوط شاه به ایران بازگشت. از آن پس با شهامت در مقابل تمامی خطراتی که از سوی رژیم اسلامی وجود داشت در موضع یک منتقد باقی ماند...

[هیئت ژوری احمد شاملو را به خاطر هنر شعریش و شرائط مشکل سرزمینی که در آن می‌زید برنده جایزه واژه آزاد 1999 اعلام می‌کند. از آنجا که به دلائل یاد شده او نمی‌توانست در اینجا حضور داشته باشد جایزه را رضا علامه‌زاده نویسنده و فیلمساز مقیم هلند از سوی او دریافت خواهد کرد.]

و این هم سخنان کوتاه من در مراسم بزرگ اهدای این جایزه به شاملو در رتردام هلند:

[«روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که اگرچه منطقا عمری دراز نمی‌تواند داشت اما از هم اکنون نهاد تیره خود را آشکار ساخته است و استقرار خود را بر زمینه‌ای از نفی دموکراسی، نفی ملیت و نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می‌جوید... پس نخستین هدف نظامی که هم اکنون می‌کوشد پایه‌های قدرت خود را استحکام بخشد و نخستین گام‌های خود را با به آتش کشیدن کتابخانه‌ها و هجوم علنی به هسته‌های فعال هنری و تجاوز آشکار به مراکز فرهنگی کشور برداشته کشتار همه متفکران و آزاداندیشان جامعه است... اکنون ما در آستان طوفانی روبنده ایستاده‌ایم. بادنماها ناله کنان به حرکت درآمده‌اند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است.»

[شاملو این سرمقاله را بیست سال پیش در اولین شماره کتاب جمعه نوشته است، زمانیکه اکثریت مردم ایران، از جمله اغلب روشنفکران ایرانی همصدا با بسیاری از روشنفکران سراسر جهان نسبت به جابجائی قدرت سیاسی در ایران ابراز خوشبینی می‌کردند. اما متاسفانه تاریخ نشان داد که حق با شاملو بود. درست یک سال پیش بود که زنجیره تازه‌ای از کشتار در ایران رخ داد که در آن محمد مختاری، شاعر، جعفر پوینده، نویسنده و پروانه و داریوش فروهر، دو فعال سیاسی به طرز فجیعی به قتل رسیدند.

[اهدا جایزه واژه آزاد در این لجظه معین به شاملو، ‌بعنوان برجسته‌ترین چهره شعر معاصر فارسی، برای مردم ایران معنائی عمیق دارد. اجازه می‌خواهم از سوی احمد شاملو که همین چند روز پیش خبر مسرت‌بخش دریافت این جایزه را از خود من شنیده است از هیئت ژوری "بنیاد شعرای همه ملت‌ها" و از شخص "مارتین موی" سپاسگزاری کنم.]

Posted by reza at July 24, 2010 1:33 PM
مطالب مرتبط