May 20, 2010

احساسی مثل گمشدگی

از پریشب که خبر اعتصاب غذای جعفر پناهی را شنیدم و نامه کوتاهش را خواندم احساسی مثل احساس گمشدگی به من دست داده است. ناگهان ذهنم چنان از واژه خالی شد که نوشتن، این کار روزمره، برایم شد مثل بالا کشیدن از گردنه با پای لنگ. به تلفن کسی که پرسید چرا چیزی نمی‌نویسی، حرفی نمی‌زنی، پاسخ دادم چه بگویم که تا حالا نگقته‌ام؟ باز هم بیایم برای هزارمین بار رژیم بی‌عاطفه اسلامی را محکوم کنم که چرا انسان‌های آزاده را به بند می‌کشد؟ در پاسخ کس دیگری که ایمیل زد و نوشت که به نظرش سکوت با معنائی کرده‌ام نوشتم کاش معنایش را برایم می‌نوشتید چون خودم معنائی در آن نمی‌بینم!

و از پاسخ به آن دو دوست مهم‌تر، پرسش و پاسخ بی‌وقفه‌ای است که دو روز است میان من و ذهنم در جریان است. پیله کرده است که چرا بیانیه نمی‌دهی؟ می‌گویم مگر حزب و سازمانم که بیانیه بدهم. آدمی که به هیچ دسته‌ای تعلق ندارد که بیانیه صادر نمی‌کند. می‌گوید پس پیامی برای پناهی بفرست تا دست از اعتصاب غذا بردارد. بگو سینمای ایران مگر چند کارگردان مسئول دارد که به این راحتی یکی را از دست بدهد. می‌گویم قبول دارم ولی می‌ترسم بیش از پناهی بازجوهایش خوشحال شوند. می‌گوید بشوند. جان پناهی عزیزتر است یا خوشحالی و بدحالی چهار تا جعلق؟

باز مثل گمشده‌ها می‌نشینم یک گوشه و با ذهنم بازی می‌کنم. می‌گویم شابد بروم فرودگاه و اولین هواپیما را بگیرم و بروم "کن" و شخصا از ژولیت بینوش خواهش کنم که اگر خواست نامه قبلی کیارستمی در حمایت از جعفر پناهی را بخواند آن عبارت «من شاید مدافع شیوه‌های تند و جنجالی جعفر پناهی نباشم» را نخواند چون ممکن است پناهی را که چند روز است در اعتصاب غدای خشک به سر می‌برد غمگین‌تر کند. می‌پرسد حالا تو چرا بروی این را بگوئی؟ می‌گویم آخر من هم فیلمسازم، هم زندانی سیاسی بوده‌ام، و هم در زندان اعتصاب غذا کرده‌ام. بنابراین شاید کمی بیشتر از دیگران شرائط پناهی را درک کنم. می‌گوید باز هم دیر جنبیدی چون خبر خوانده شدن آن نامه ساعت‌هاست منتشر شده است.

می‌گویم پس تنها کاری که برایم مانده این است که بروم جائی بنشینم و در حمایت از پناهی اعلام اعتصاب غذا کنم. می‌گوید تو هم که مثل او فقط به «شیوه‌های تند و جنجالی» می‌اندیشی! می‌پرسم پس تو بگو چه کنم. ذهنم، آشفته‌تر از همیشه، با صداقت پاسخ می‌دهد که مرا ببخش چون من از خود تو گمشده‌ترم.

Posted by reza at May 20, 2010 1:55 PM
مطالب مرتبط