September 7, 2009

تک گوئی گربه مرتضی علی!

این ملت هر چه از دست بدهد ذوق متلک پرانی اش را از دست نمی‌دهد. همیشه هم می‌زند وسط خال! از اولین ورجه ای که از روی بام جماران زدم و چهار دست و پا، قبراق، روی زمین فرود آمدم اسمم را گذاشتند گربه مرتضی علی.

البته پیش از آن هم ذوق سرشارشان را در مورد من کم به کار نبرده بودند: کوسه ریش پهن مثلا یکی از آن نام‌هائی است که به من داده بودند. لابد حالا با پشتک تازه ای که زدم اسمم را می‌گذارند شریک دزد و رفیق قافله!

ولی من هم اگر قرار باشد می توانم برایشان مضمون کوک کنم و بگویم که این‌ها ملت زنده باد مرده بادند. با یک جمله ای که خلاف میلشان از دهان آدم در بیاید آدم را سکه یک پول می کنند و بعد با یک جمله مطابق میلشان چنان به نماز جمعه آدم هجوم می‌برند که با گاز اشک آور هم نمی‌شود پراکنده‌شان کرد!

حالا بعد از ابراز نظرات جدیدم اسمم را گذاشته‌اند چوب دو سر طلا. منظورشان البته این است که از هر طرف بخواهند این چوب را بگیرند دستشان نجس می‌شود! من هم می گویم شمائی که تا خلایتان نگیرد سراغ من نمی‌آئید نباید توقع بیجا از من داشته باشید. وقتی هم که به این چوب، که من باشم، نیازتان بیافتد چنان دو دستی مرا می‌چسبید که نگو!

بیخودی نیست که عقلای قوم به من شیخ الشیوخ لقب داده‌اند!

Posted by reza at September 7, 2009 6:38 PM
مطالب مرتبط