March 5, 2008

«مادر»

اگر خودخواهی تلقی نشود من از هیچ چیز بیش از این خوشحال نمی‌شوم که ببینم یا بشنوم که جوانانی در ایران از طریق نوشته‌های پراکنده من به موسیقی فلامنکو یا موسیقی آمریکای لاتین علاقمند شده‌اند. از این رو وقتی نامه یکی از آن‌ها به دستم رسید دلم نیامد اجابت خواستش را به تعویق بیاندازم. اول متن نامه را می‌آورم و بعد ادامه یادداشتم را:
[با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم که هرگز ندیدمشان
آقای علامه زاده تماس گرفتن با شما مدتی است ذهنم را مشغول کرده، اما هر چه فکر می کردم نمی دانستم در نامه ام به شما چه بگویم،آیا از شما قدردانی کنم،یا خود را معرفی کنم،یا ... نمی دانم...
هم اکنون هم می دانم شما وقت زیادی برای خواندن نامه ی من ندارید. فقط چند سطری می نویسم، من احسان رحمانی فرد، متولد 1363 در تهران هستم، حدود 4 سال است که با فلامنکو آشنا شدم و تاثیر عمیقی از مقالات و ترجمه های شما گرفته ام که برایم بسیار ارزشمند است. واقعا زبان تشکرم قاصر است، اما بگذارید جسارت کنم و شما را استاد خود بنامم چون تاثیر زیادی از شما گرفته ام. باری، استاد اگر برایتان مقدور است ممکنه شعر آهنگ " mammy blue" از خوزه مرسه را ترجمه کنید و در سایتتون قرار دهید یا برای من بفرستید.من بسیار این قطعه را دوست دارم. از جسارتی که کردم عذرخواهی می کنم، امیدوارم من را ببخشید.
با سپاس بسیار فراوان از تمام زحمات و الطاف شما]

و اما این ترانه را بسیاری از خوانندگان معروف خوانده‌اند از جمله «خولیو ایگلزیاس» و «سلین دیون» که آن را به زبان‌های انگلیسی،‌ فرانسه و نیز اسپانیائی اجرا کرده‌اند. نمی‌دانم ترانه را چه کسی ساخته یا نوشته است ولی می‌دانم شعر ترانه بسیار بلند است و هر کدام از خواننده‌ها دو بیتی‌های متفاوتی از آن را خوانده‌اند. عنوان ترانه را باید به سادگی  «مادر» ترجمه کرد. این دوست با محبت به دنبال نامه‌شان متن ترانه را به اسپانیائی ضمیمه کرده‌اند تا کار برگردان فارسی را برای من ساده کرده باشند. لینک اجرای «خوزه مرسه» را هم البته به آن اضافه کرده‌اند. من هم برگردان آن را به ایشان و دیگر علاقمندان صدای خوزه مرسه تقدیم می‌کنم. اگر روی  بند اول متن ترجمه کلیک کنید به ویدئو کلیپ مریوطه در یوتیوب خواهید رسید.
«مادر»
خانه‌ات چرا اینگونه خالی است
چرا روز و شب درش بسته است
آه مادر بگو کجائی، آه بگو،
پس از این همه راه که آمده‌ام
می‌خواهم در اینجا آرام بگیرم،
و دوباره بچه‌ای باشم برای تو.
مادر، مادر، مادر.
حالا فهمیدم که زیادی از تو دور شدم
من رفتم با این امید
که عشق بزرگی به دست آورم،
همان عشقی که دوام نیاورد
همان عشقی که تنهایم گذاشت
شکست خورده به سوی تو می‌آیم
مادر، مادر، مادر.

Posted by reza at March 5, 2008 3:25 PM
مطالب مرتبط