December 23, 2007

تفنگ «فیدل» و داس «ماسِئو»

اجازه بدهید پیش از آن که معنای عنوان مطلب امروزم را روشن کنم یک نکته را توضیح بدهم. من سال‌هاست دریافته‌ام که کوررنگی سیاسی، یعنی تمامی تونالیته‌های خاکستری موجود در فاصله‌ی بلند سیاه تا سفید را ندیده گرفتن، و یا همه‌ی خاکستری‌ها را به سیاه یا سفید تقلیل دادن، تا کنون موجب کج‌فهمی‌های اساسی در میان فعالان سیاسی ما شده که تاثیرات ناگواری بر موضع‌گیری‌های آن‌ها داشته است. این را نگفتم تا انتقادی از کسی یا جریانی کرده باشم بلکه هدفم از یادآوری این نکته صرفا توضیحی است برای دوستانی که گهگاه موضع گیری‌های من را، بویژه در مورد مسائل اجتماعی آمریکای لاتین، ضد و نقیض می‌بینند. آن‌ها انتظار دارند وقتی من از پوشش درمان عمومی در کوبا تعریف می‌کنم یا از تقلیل ساعت کار کارگران در ونزوئلا حمایت می‌کنم دیگر نباید از چسبیدن «فیدل کاسترو»ی هشتاد و یک ساله به قدرت در کوبا شکایت داشته باشم، و یا در رفراندم تغییر قانون اساسی بر خلاف تمایل «هوگو چاوز»، از رای «نه» حمایت کنم. البته دوستان دیگری هم هستند که تناقض را درست در نقطه مقابل می‌بینند، یعنی اگر از نبود آزادی فعالیت سیاسی در کوبا می‌نویسم دیگر نباید ارزشی برای امکانات تحصیل رایگان از کودکستان تا پایان دانشگاه برای همگان قائل باشم. توضیحی که می‌خواستم بدهم این است که اگر تناقضی در این جا دیده می‌شود ناشی از تناقض در عمکرد خود حکومت‌هاست نه از کسانی مثل من که با معیارهای مبتنی بر حفظ حقوق شهروندی، و دفاع از منافع ملی هر ملتی، عمکرد دولت‌ها را می‌سنجیم.
حالا بروم سر مطلب!
دیروز در پایان نشست سران چندین کشور آمریکای لاتین در کوبا ۱۴ قرارداد تازه میان دو دولت ونزوئلا و کوبا به امضاء رسید که مهمترین آن راه‌اندازی پالایشگاه نفت در «سیِن فوئِگو»ی کوباست که پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم تا کنون خوابیده بوده است. وارد جزئیات مطلب نمی‌شوم که نه خودم حوصله نوشتن از آن را دارم و نه شما حوصله خواندنش را. آنچه باعث شد در این باره بنویسم یکی دو نکته جالب،‌ و البته متناقض، است که به این نشست مربوط می‌شود.
اولین نکته این است که انقلابیون کوبائی با همه پیری و از کار افتادگیشان همچنان می‌دانند که بسیارند کسانی که هنوز هم آرزو دارند در انقلابیگری مورد تائید آن‌ها قرار بگیرند. اسامی افرادی مثل «خوزه مارتی»، فیلسوف و انقلابی کوبائی در قرن نوزده، «سیمون بولیوار»،‌ انقلابی ونزوئلائی در قرن هیجده، «آنتونیو ماسِئو»، انقلابی کوبائی در جنگ استقلال کوبا علیه اسپانیائی‌ها، همچون نام بسیار آشناتر «چه گوارا» برای افرادی مثل «هوگو چاوز» که شانس آن را نداشتند که در عصر انقلابیگری بخت‌آزمائی کنند وسوسه انگیز است. از همین روست که «رائول کاسترو»، برادر فیدل که بعنوان بدل او دارد در کوبا حکومت می‌کند وقتی «چاوز» قراردادهای چهارده‌گانه را امضاء کرد دست او را گرفت و از این سر کوبا تا آن سر آن، یعنی از «هاوانا» تا «سانتیاگو دِ کوبا» برد و پذیرائی انقلابی‌گونه‌ای از او به عمل آورد. «رائول» همچنان‌که در عکس‌های زیر می‌بینید تفنگ «فیدل» و داس نیشکر بُریِ «آنتونیو ماسِئو» را که اهل سانتیاگو دِ کوبا بود، به «چاوز» تقدیم کرد با این جمله که تیتر امروز روزنامه‌ی «گراما» ارگان رسمی کمیته مرکزی حزب کمونیست کوباست: «تو با تفنگ فیدل و داس ماسِئو شکست‌ناپذیر هستی»!

    
در همین شماره‌ی امروز که تمام صفحات معدود «گراما» به چاوز اختصاص داده شده، عنوان رسمی او به جای «رئیس جمهور منتخب مردم ونزوئلا»
همه جا «چاوز، رهبر انقلاب مردم ونزوئلا» نوشته شده، بی‌آنکه روشن شود این انقلاب در چه تاریخی رخ داده که خبرش فقط به کوبا رسیده است!
و اما نکته دوم همان است که من را به تناقض‌گوئی وامی‌دارد! می‌دانید که پیش از پیروزی انقلاب کوبا و حتی سال‌ها بعد از آن اقتصاد کوبا را اقتصاد تک‌محصولی می‌نامیدند چرا که تنها محصول قابل صدور کوبا نیشکر بود، اما حالا بیش از سی سال است که باید اقتصاد کوبا را اقتصاد دو محصولی نامید. و این دو محصول چیزی نیست جز پزشک و معلم سوادآموزی. در قرار داد تازه‌ی میان کوبا و ونزوئلا،‌ دولت کوبا با ادامه‌ی خدمات پزشکی بیش از سی‌هزار پزشک کوبائی در ونزوئلا موافقت کرده است.
هم اکنون نزدیک به ۴۰۰ مرکز تشخیص بیماری با وسائل مجهز، و نزدیک به ۵۰۰ مرکز توانبخشی که توسط پزشکان و متخصصان کوبائی بنیاد شده در ونزوئلا مشغول کارند. در خود کوبا ۳۵ هزار دانشجوی پزشکی ونزوئلائی مشغول تحصیل‌اند و این در حالی است که حدود ۲۵ هزار نفر دانشجو در دانشگاه‌های ونزوئلا زیر نظر اساتید کوبائی به تحصیل ادامه می‌دهند. من اگر دروغ نگفته باشم برای نفت خام هیچ کشوری مصرفی بهتر از تاخت زدن آن با پزشک و معلم نمی‌شناسم.

Posted by reza at December 23, 2007 4:04 PM
مطالب مرتبط