May 12, 2007

مثل آب

می‌دانم شما هم دلتان برای یک ترانه‌ی فلامنکو، با خَش صدای پُر توانِ خواننده‌ی فقید و جاودانه‌ی کولی، «کامارون» تنگ شده است. داشتم ترانه‌ی «مثل آب» را برای هزارمین بار می‌شنیدم که یک دفعه دیدم دارم برای شما ترجمه‌اش می‌کنم! با کلیک روی نشانه‌ی موسیقی، ترانه را بشنوید و زیر چشمی نگاهی به برگردان فارسی‌اش بیاندازید تا از کسالت شنبه شب‌های غربت، که بی‌شباهت به جمعه عصرهای خودمان نیست، در بیائید.

آب رودخانه، پاک بود/ مثل ستاره‌ی سحر،

عشق من پاک بود/ که از جویبار چشمه‌ی زلال تو جاری بود:

مثل آب، مثل آب،‌ مثل آب.

مثل آب زلال/ که از کُهسار سرازیر است،

این‌گونه دوست می‌دارم ببینمت/ شب و روز:

مثل آب، مثل آب،‌ مثل آب.

بازویم بر شانه‌ات/ و رگه‌ی نوری از ماه/ در چشمانت می‌درخشید،

به شوق تو من گرمم/ وجودم برای توست، اگر بخواهی‌اش،

در خون ما هر دو، آتش جریان دارد:

مثل آب، مثل آب،‌ مثل آب.

اگر چشمانت زیتون سبز باشد/ تمام شب به انتظارت می‌مانم،

سخت است که باشد، سخت است که باشد.

نور جاودانه‌ی روح من/ بر دلم می‌تابد،

شادمانه گام می‌زنم/ چرا که پرهیب تو را با خود دارم:

مثل آب، مثل آب، ‌مثل آب.

مثل آب، مثل آب، ‌مثل آب.

Posted by reza at May 12, 2007 9:26 PM
مطالب مرتبط