December 7, 2006

سر ِ خم می سلامت...

ظریفِ دلسوزی می‌گفت از تو در کار و کاسبی ناواردتر ندیده‌ام. اول آمدی فیلم‌هایت را یکی یکی در این صفحه گذاشتی و دکان ویدئو فروشی‌ات را تخته کردی. بعد هم کتاب‌هایت را تک به تک در طَبَق ِ این صفحه به یامفت به حراج گذاشتی. حالا دیگر چرا با معرفی و دادن لینک به "رادیو فلامنکو" بازار ترانه‌های فلامنکوات را که خوش راه انداخته بودی از رونق انداختی؟ گفتم: سر ِ خم  می سلامت، شکند اگر سبوئی! وقت اگر تنگ نیاید، یک سینه سخن دارم با فیلم‌ها و کتاب‌های هنوز عرضه نشده در این صفحه، و با لحن سینه‌سوز کولی‌خوانانی که هر کدام رنگی و عطری متفاوت دارند. و اما چون بی‌نغمه کار دل نمی‌گذرد، ترانه‌ای را در اینجا می‌آورم با اجرای تکرارناپذیر "روسیو خورادو" در همان کنسرتی که پیش از این در مطلب "از بهار دارم، لبخنده ام را" از آن یاد کرده‌ام. شعر آن را هم به فارسی برایتان برمی‌گردانم تا لذتتان را کامل کنم!

آن گونه که من دوستت می‌دارم، قبول کن، کسی دوستت نخواهد داشت.

آن گونه که من دوستت می‌دارم، یادت بماند، کسی دوستت نخواهد داشت.

هیچکس،زیرا، من:

تو را به عظمت دریاها دوست دارم. من:

تو را به قدرت بادها دوست دارم. من:

تو را در زمان و در مکان دوست دارم. من:

تو را با روحم و خونم دوست دارم. من:

تو را مثل بچه‌ای که فردایش را، دوست دارم. من:

تو را به مثل انسان که خاطره‌هایش را، دوست دارم. من:

تو را در فریاد و در سکوت دوست دارم. من:

تو را به شکلی ورای آدمیان دوست دارم. من:

تو را در شادی و در گریه دوست دارم. من:

تو را در خطر و در آرامش دوست دارم. من:

تو را وقتی فریاد می‌کشی و وقتی آرامی دوست دارم. من:

تو را بسیار و بسیار دوست می‌دارم.

آن گونه که من دوستت می‌دارم، قبول کن، کسی دوستت نخواهد داشت.

آن گونه که من دوستت می‌دارم، یادت بماند، کسی دوستت نخواهد داشت.

در همین زمینه و به همین قلم: "مثل یک موج"

Posted by reza at December 7, 2006 11:10 AM
مطالب مرتبط