December 26, 2005

یک بام و دو هوا

جبهه ی "مردم گرائی نوین" در قاره ی وسیع آمریکای لاتین با شعار دموکراسی، عدالت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، روز به روز مستحکم تر می شود. جنبشی که با به قدرت رسیدن "هوگو چاوز" از طریق مسالمت آمیز و با تکیه بر رای وسیع مردمی، زیر نظارت نهادهای معتبر بین المللی، در ونزوئلا، ثروتمندترین کشور این قاره آغاز شده بود و با انتخاب "لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا"، یک جامعه گرای سرشناس، در پرجمعیت ترین کشور آمریکای لاتین، یعنی برزیل، تثبیت شد در سال جاری سرعت بیشتری گرفته است. یازدهم دسامبر همین سال خانم "میشل باچلت"، مردمگرای ضد دیکتاتوری، در یک رقابت آزاد بالاترین رای را در مقابل چهار کاندیدای راست گرا به دست آورد و اگر توطئه های راست و چپی که در شیلی برای مخدوش کردن انتخابات در جریان است به نتیجه نرسد "میشل باچلت" از دور دوم انتخابات که در نوزدهم ژانویه 2006 برگزار خواهد شد پیروز در خواهد آمد و به عنوان اولین رئیس جمهور زن در شیلی سکان کشور را به دست خواهد گرفت.

   

جنبش جامعه گرائی نوین در کشور بولیوی حتی از اینها که نام بردم هم سبقت بیشتری گرفته است. "اِبو مورالِس"، یک بومی فعال در سندیکاهای کارگری، گوی سبقت را در انتخابات دسامبر جاری چنان برده است که اگر کنگره تحت تاثیر جریانات ضد ملی قرار نگیرد ریاست جمهوری او را که با 51 درصد آراء به دست آمده تائید خواهد کرد. او که نماینده محروم ترین بخش از جامعه فقیر بولیوی است اعتقادی راسخ به مردمگرائی دارد و با همین شعار روستائیان و کارگران و روشنفکران جامعه را پشت سر خویش بسیج کرده است. هنوز دنیا این خبر را به درستی هضم نکرده است که یک خانم وکیل اهل پرو "لوردس فلورس" بالاترین رای را در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری به دست می آورد و بزرگترین سازمانهای آمارگیری تائید می کنند که او بالاترین شانس را برای بردن انتخابات ماه آوریل 2006 برای ریاست جمهوری در پرو خواهد داشت. اگر "لوردس فلورس" که رهبر "جبهه متحد ملی" کشورش است به قدرت برسد جبهه مردمگرائی نوین در قاره آمریکای لاتین به یک وزنه ی بزرگ و غیر قابل انکار بین المللی بدل خواهد شد.

  

و اما برخورد دولت "پرزیدنت بوش" با این جنبش فراگیر ملی در آمریکای لاتین به واقع برخوردی مزورانه و یا به اصطلاح "یک بام و دو هوا"ست. "بوش" که مدعی است برای استقرار دموکراسی در خاورمیانه حاضر است هزاران هزار جوان آمریکائی را به کشتن بدهد به هر بهانه ای با استقرار دموکراسی در قاره آمریکای لاتین مخالفت می ورزد. دولت آمریکای امروز از هر دولت ملی و مردمگرا که منافع مردم خودش را بر هر چیز دیگری، حتی بر منافع متحدان استراتژیکش، ترجیح می دهد گریزان است. دموکراسی مورد قبول دولت بوش دموکراسی امروز در افغانسنان است که رهبرانش تا آنجا می توانند به منافع مردمشان پایبندی نشان دهند که با منافع دولت آمریکا در تضاد قرار نگیرد. از نظر بوش دموکراسی های کشورهای اروپائی حتی اشکالات جدی دارند چرا که هر جا منافع ملی شان ایجاب کند در مخالفت با سیاستهای دولت آمریکا تردیدی به خود راه نمی دهند و هم پیمانی با متحد قدرتمند استراتژیکشان را به معنای دنباله روی از سیاستهای او تعبیر نمی کنند. برای اینکه از بحث آمریکای لاتین دور نیافتم در همین زمینه به این واقعیت اشاره می کنم که همین ماه گذشته دولت اسپانیا چند فروند هواپیمای باری نظامی به ونزوئلا فروخت و به تهدیدها و مخالفتهای آشکار و علنی بوش وقعی نگذاشت. دولت بوش می داند که به قدرت رسیدن مردمگرایان نوین در کشورهای آمریکای لاتین نوعی از دموکراسی را در این جوامع استقرار خواهد داد که با دموکراسی مورد نظر او که نمونه هایش در افعانستان و عراق در حال شکل گیری است تفاوتی چشمگیر خواهد داشت، یعنی دموکراسی برای دفاع بدون قید و شرط از منافع ملی هر ملت، و نه دموکراسی برای حفظ منافع ملی ملتها به شرط همخوانی با منافع هم پیمانان آنها بویژه دولت آمریکا.

Posted by reza at December 26, 2005 8:41 AM
مطالب مرتبط