February 20, 2005

"روزهای مردگان" در مکزیک

اواخر اکتبر سال دوهزار میلادی به طور اتفاقی در مکزیکو سیتی، پایتخت 22 میلیونی مکزیک، بودم که متوجه شدم بزرگترین "جشن ملی" مردم مکزیک با نام "روزهای مردگان" که هر ساله به مدت سه روز (31 اکتبر و اول و دوم نوامبر) برگزار می شود نزدیک است. گفتم "جشن ملی" چرا که علیرغم نام و موضوع مراسم که به مردگان تعلق دارد تمامی "مردم" مکزیک "شادمانه" در آن شرکت می کنند. خوشبختانه دوربین کوچک دیجیتالم را به همراه داشتم و به دلیل علاقه ام به فرهنگ بومیان آمریکای لاتین با زمینه های این مراسم هم بیگانه نبودم. تمام عکسهائی را که در این گزارشگونه برایتان به نمایش می گذارم از روی فیلمی که خودم برداشته ام گرفته شده اند. برای اینکه بدانید با چه موضوعی روبروئید فعلا یکی از این عکسها را داشته باشید که عکس یک "عروس و داماد اسکلتی" است!

 

به اعتقاد تاریخ دانان ریشه این مراسم به سه هزار سال پیش بر می گردد وقتی که تمدنهای "آزتک" و "مایا" در این بخش از آمریکای لاتین می بالیدند. و این یعنی دهها قرن پیش از ورود اشغالگران اسپانیائی و پرتغالی که گلوله تفنگهای سر پُر را به مغز آنها و اندیشه برادری مسیحیت را به قلبشان شلیک کردند. هر چه بود سعی اشغالگران برای نابودی فرهنگ و سنن بومیان مکزیک به شکل کامل با موفقیت همراه نشد چرا که هنوز که هنوز است مراسم "روزهای مردگان" بزرگترین جشن ملی مردم مکزیک است گرچه تاریخ برگزاری آن که در ماه اگوست بود به اوائل ماه نوامبر تغییر یافت تا با جشن مسیحی "روز مقدسین" همزمان گردد.

            آنچه در این مراسم سه روزه توجه همه را جلب می کند نگاهی است که مردم مکزیک به مردگان و از این طریق به مسئله مرگ و زندگی دارند که به کلی متفاوت از نگاه انسان غربی (مسیحی) و نیز نگاه مسلمانان است. اوکتاویو پاز شاعر و نویسنده مکزیکی، برنده نوبل ادبیات در سال 1990، در کتاب "هزارتوی تنهائی" به رابطه مرگ و زندگی در فرهنگ "آزتکها" اینگونه اشاره می کند: "زندگی در مرگ گسترش می یافت و بالعکس. مرگ نه پایان طبیعی زندگی که تنها پایان یک مرحله از دایره ای طبیعی بود. زندگی، مرگ، و دوبازه زائی مراحلی از یک روند کیهانی بود که بشکلی بی انتها تکرار می شد." نباید از این گفته به اشتباه این برداشت شود که آنها نیز به جهانی دیگر اعتقاد داشتند که روح انسان پس از مرگ در آن به زندگی ادامه می دهد بلکه آنها مرگ را بکلی از زندگی جدا نمی دانستند. درک اینکه چرا در این سه روز که مردم مکزیک از مردگانشان یاد می کنند این چنین شادمانه به خیابان می ریزند و می نوشند و می رقصند در این است که مردگان آنها مثل نزدیکان سفر رفته در این روزها به دیدار بازماندگانشان می آیند، با آنها می نوشند و می خورند و در پایان این دیدار شاد، برای یک سال دیگر به سفر می روند.

  

ارکستر مردگان در یکی از خیابانهای مکزیکو سیتی

 

در اعتقاد مکزیکی ها مردگان کم سن و سال (نوزادان و بچه ها) روز اول به دیدار خانواده شان می آیند. خانه والدین بچه از دست داده در این روز مملو از شکلات و اسباب بازی به شکل تابوت و جمجمه و اسکلت است تا میهمانان کوچک از دیدار یک روزه شان با والدین و برادر و خواهرشان لذت ببرند.

 

جمجمه های شکلاتی

 

روز دوم کسانی که در تصادف اتومبیل کشته شده اند و یا در یک ماجرای جنائی به قتل رسیده اند به دیدار دوستان و خانواده می آیند. برای آنها هم غذائی که دوست می داشته اند آماده می کنند و تا دلشان بخواهد آبجو و تکیلا روی میز است! مردگان دیگر روز سوم می آیند روزی که گورستانهای سراسر مکزیک برای خوشامد گوئی به آنها مملو از جمعیت می شود.

شهرداری ها در برگزاری "روزهای مردگان" سنگ تمام می گذارند. این عکسی که می بینید را نه در یک گورستان که در اصلی ترین میدان شهر انداخته ام. شهرداری با گورها و سنگ قبرهای قلابی و گلهای فراوانی که روی آنها گذاشته میدان شهر را به صورت یک  گورستان بزرگ "تزئین" کرده است.

 

 

علاوه بر این هر کس هنری دارد در این روزهای جشن مردگان بی کار نمی نشیند. این عکس رقصنده ای است که لباسی به طرح اسکلت بر تن دارد و با کف زدن مردم وسط خیابان می رقصد.

 

و این هم تنور بزرگ نانوائی است که در این سه روز نانی به نام  "نان مردگان" در آن پخت می کنند و مجانا به مردم می دهند تا آنرا با میهمانان مرده شان قسمت کنند.

   

 

در وسط همین میدان مناری از جمجمه طراحی شده که من وقتی از آن فیلمبرداری می کردم به یاد "شاهکار" آغا محمد خان قاجار در کرمان افتادم و حالا که دارم این را می نویسم تصویری از دستاورد "سوسیالیسم واقعا موجود" در کامبوج خمر سرخها را به ذهنم تداعی می کند!

 

 

Posted by reza at February 20, 2005 8:34 PM
مطالب مرتبط