February 28, 2005

"بهارم مثل زمستون می مونه"

هرچه گشتم کتاب "زمزمه های یک شب سی ساله" را که مجموعه ای از ترانه های فراموش نشدنی "ایرج جنتی عطائی" است پیدا نکردم تا اشتباهی که در مطلب "ایراژ آمد" مرتکب شده بودم را تصحیح کنم تا اینکه دیروز بالاخره دست به دامن خودش شدم. ایرج همین الان ترانه مربوطه را با ایمیل برایم فرستاد که با کپی کردن آن در این صفحه خودم را از  "ناراحتی وجدان" یکی دو هفته اخیر خلاص می کنم!  

بهارم مثل زمستون می مونه

 

به نازی علامه زاده

 

دنياي‌ به‌ اين‌ بزرگي‌ واسه‌ من‌

 وقتي‌ نيستي

مثل زندون‌ مي‌مونه‌ 

 وقتي‌ نيستي‌

گلا ماتم‌ مي‌گيرن

 بهارم‌ مثل زمستون‌ مي‌مونه‌ 

 

 وقتي‌ نيستي

من‌ هواي‌ موندنم‌ نيست‌ 

 ديگه‌ اين‌جا

 بي‌تو جاي‌ موندنم‌ نيست‌ 

 

 وقتي‌ رفتي‌ آينه‌ چين خورد و شكست‌ 

 باغبون،‌ درهاي‌ گل‌خونه‌ رو بست‌ 

 عروس‌ سفيدپوشت‌ تا دَم مرگ‌

 لباس سياه‌ به‌ تن‌ كرد و

نشست‌ 

 

 تو مي‌خواستي‌ ديوارا رو وَرداري‌ 

 جاي‌ هر ديوار يه‌ باغچه‌ بكاري‌ 

 تو مي‌خواستي‌ پرده‌ رو پَس‌ بزني‌ 

 پُشت هر پنجره‌

خورشيد بذاري‌ 

 

 وقتي‌ نيستي‌

 كي‌ به‌ ما نشون‌ بده‌

 عكس خورشيد توی آب‌ چه‌ رنگيه‌؟

 كي‌ مي‌خواد به‌ ما بگه‌:

 «بدون عشق‌

 اين‌جا پُر از آدماي‌ سنگيه‌»؟

 

 وقتي‌ نيستي‌

 من‌ هواي‌ موندنم‌ نيست‌ 

 ديگه‌ اين‌جا

 بي‌تو جاي‌ موندنم‌ نيست ‌...  

 

 

اين ترانه با آهنگ پرويز اتابکی، تنظيم زنده‌ياد، واروژان و صدای گوگوش اجرا شده است.

Posted by reza at February 28, 2005 2:35 PM
مطالب مرتبط