January 2, 2005

یولاندا، یولاندای هماره

این وبلاگ نویسی دوستان تازه ای برایم فراهم کرده است که گاهی با ارسال ایمیلی دنیای آشنایانم را گسترش می دهند. یکی از آنها که از تورنتو با من در تماس است به تازگی از سفری به کوبا بازگشته و در نامه ای که برایم نوشته عکس جالبی از یک کلاس درس روستائی برایم فرستاده که برایتان چاپش می کنم.

 

او ضمنا در نامه اش پرسشی را به این صورت طرح کرده است:

"یک نکته جالب که به مطلب شما در مورد پابلو میلانس ربط دارد این بود که من ترانه ای عاشقانه [از او] به نام "یولاندا" شنیدم که توسط یک گروه موسیقی در خیابان اجرا می شد. چند سی دی خریدم ولی این ترانه جالب در آنها نبود. فکر کردم "یولاندا" یک لغت ترکی است. اگر درست باشد چگونه این لغت به کوبا رسیده است؟ آیا نظری در این باره دارید؟"

در پاسخش نوشتم که "یولاندا" یک نام معمول برای دختران است و یولاندای پابلو میلانِس ترانه ای است عاشقانه و بسیار زیبا که با ورسیونهای متفاوتی توسط خود او اجرا شده. آخرینش در بخش اول مجموعه "پابلو محبوب" در آمده که آنرا با یک گروه معروف شیلیائی به نام گروه "ایلاپو" اجرا کرده است. شعر بسیار زیبای این ترانه را تمام و کمال برایتان ترجمه می کنم ولی بیش از چند ثانیه از آهنگ آنرا نمی توانم در اینجا برایتان بگذارم چرا که در اینترنت تمام ترانه یافت شدنی نیست و من هم ابزار و دانش لازمه را برای تبدیل سی دی به فایل صوتی ندارم.

[برای شنیدن ترانه ی "یولاندا" روی این "فایل صوتی" کلیک کنید.]

و این هم متن ترانه عاشقانه "یولاندا":

 

این نه می تواند بیش از یک ترانه ی عاشقانه باشد

و نه حتی اعلان عشقی احساساتی و بی علاج

که پایان بخشد بر آنچه هم اکنون احساس می کنم

در این سیلاب.

عاشق تو هستم

عاشق توام، هماره.

 

اگر نیازمند من باشی هرگز نخواهم مرد

اگر مرگ ناگزیر شود می خواهم که با تو بمیرم

تنهائی ام به همراه نیازمند است

از این جاست که گهگاه به دستهایت محتاجم

دستهایت، دستهای هماره ات.

 

به گاهِ دیدارت دانستم

ترسم از افشای رازم بیهوده نیست.

به هفت حیلت عریانم می کنی

سینه ام را می گشائی

و سرشارم می کنی

از عشق، از عشق هماره.

 

به گاهِ درماندگی

صبحگاهان به خورشید نظاره نخواهم کرد

به آئینی که بدان مؤمنم کرده ای عبادت خواهم کرد

یعنی با نگاه به چهره ات رو به پنجره خواهم گفت:

یولاندا، یولاندای هماره.

 

درهمین زمینه و به همین قلم: پابلو محبوب 

Posted by reza at January 2, 2005 8:45 PM
مطالب مرتبط