January 7, 2005

در معرفی "ماها" نشریه اینترنتی همجنسگرایان ایران

شش هفت سال پیش تازه دومین رمان از رمانهای سه گانه ام با عنوان "تابستان تلخ" منتشر شده بود که در ارتباط با نمایش یکی از فیلمهایم در اورلاندو (فلوریدای آمریکا) به آن شهر سفر کردم. در آنجا از دوستان مهربان و مهمانداران نازنینم دکتر مسعود نقره کار و دکتر مرتضی نجفی شنیدم که یکی از چهره های بسیار فعال در دفاع از حقوق همجنسگرایان ایرانی در فلوریدا دوست دارد با من ملاقاتی داشته باشد تا در مورد رمان "تابستان تلخ" با من حرف بزند. قرار را در خانه مرتضی گذاشتیم. میهمان آقائی بود آراسته و سخت مهربان و مبادی آداب. حرکات و رفتارش به روشنی نشانه های مشخص برخی از همجنسگرایان را داشت. فکر کردم باید خیلی از رمان من خوشش آمده باشد. آنها که "تابستان تلخ" مرا خوانده اند مسلما شخصیت "فیروز" را فراموش نکرده اند. او که یکی از دو شخصیت اصلی رمان مرا می سازد همنجسگراست و نگاه من به او در این رمان سرشار از مِهر  است و سعی کرده ام مشکل او را در جامعه ای همچون ایرانِ چهل سال پیش بازتاب دهم. این است که مطمئن بودم دوست همجنسگرائی که در اورلاندو به دیدارم آمد با پیامی به تائید آمده است. اما در واقع این نبود. او معتقد بود که من نگاهم به شخصیت "فیروز" بی آنکه بخواهم یا بدانم متاثر از نگاه سنتی منفی به همجنسگرائی است. مقاله مانندی را هم که خود در باره رمان من به انگلیسی نوشته و در دانشگاه اورلاندو به طرح و بحث گذاشته بود نشانم داد و نسخه ای از آن را در اختیارم گذاشت. من آنروز بحثی در مورد برداشت او نکردم و بعدها هم وقتی مقاله اش را به دقت خواندم مجاب نشدم که "فیروز"ِ رمان من را درست دیده و شناخته است. اما آنچه می خواهم بگویم البته چیز دیگری است. او همانروز به من گفت که با نشریه ای با عنوان "هومان" که متعلق به هنجنسگرایان ایرانی است همکاری دارد و آدرسم را گرفت تا نسخه هائی از آن را برایم بفرستد. که فرستاد. واقعا از دقت و ظرافتی که در آن نشریه بود شگفت زده شدم. بویژه از زبانی که در آن بکار گرفته شده بود و از فارسی نویسی درست و روانِ آن که این روزها کیمیاست.

حالا پس از گذشت چند سال یکی دیگر از نشریات مدافع حقوق همجنسگرایان ایران از طریق ایمیل به دستم رسید. در واقع دو شماره از آن را تا کنون دیده ام. باز هم همان ظرافت و دقت در روزنامه نگاری و همان سلاسَت و سلامت در کاربرد زبان فارسی را می توان در آن دید (البته اگر صراحت در بیان کلمات و ترکیبات تابو شده ی جنسی را ناسلیس و ناسالم ندانید).


ناگفته پیداست وظیفه ای که دست اندرکاران این نشریه اینترنتی در راه احقاق حقوق تضییع شده ی همجنسگرایان ایرانی در شرائط فعلی جامعه ایران به عهده گرفته اند کاری سترگ است که به پیگیری مداوم و خستگی ناپذیر نیازمند است. توفیق همراهشان باد!

Posted by reza at January 7, 2005 9:16 PM
مطالب مرتبط