December 1, 2004

سلامی دوباره به آفتاب

مرخصی تابستانه ام از صفحه "از دور بر آتش" بیش از انتظار خودم به درازا کشید. راستش نمی خواستم تا وقتی مطمئن نباشم که وقتم اجازه ی نوشتن منظم را می دهد دست به قلم ببرم. حالا که دوندگیهایم کمی آرام گرفته است بی تردید دستکم دوبار در هفته، همچون دوره قبل، از طریق همین صفحه با شما در تماس خواهم بود.

برای دستگرمی مروری داشتم بر نود و هشت مطلب که در دوره گذشته برایتان نوشته بودم. اگر این نود و هشت نوشته را طبقه بندی کنم به این نتیجه می رسم که بیشترین مطالبی که برایتان نوشته ام به کولیها، آمریکای لاتین و خاطرات سالهای دور خودم تعلق داشته است و اتفاقا همین مطالب بیشترین بازتاب را نیز در نشریات و سایتهای مختلف داخل و خارج از ایران داشته اند. از اینرو سلام دوباره ام را به شما با مطلبی در زمینه کولیها آغاز می کنم:

"پاکو دِ لوسیا" Paco de Lucía و بزرگترین جایزه در طول تاریخ فلامنکو

ماه گذشته جایزه هنری "پرنس آستوریاس" یکی از با ارزش ترین جوائزی که در زمینه های ادبی، هنری، فرهنگی و علمی در اسپانیا توسط ولیعهد این کشور اعطاء می شود به "پاکو دِ لوسیا" آهنگساز و گیتاریست چیره دست موسیقی فلامنکو تعلق گرفت. پاکو متولد شهر ساحلی کادیز در اندلس اسپانیاست؛ شهری که به نظر بسیاری از فلامنکو شناسان زادگاه خود فلامنکوست. او که شصت و اندی سال سن دارد مثل اغلب هنرمندان این عرصه کارش را از اوان کودکی آغاز کرده و در سن دوازده سالگی بر صحنه های بین المللی درخشیده است. کاش بلد بودم قطعه ای از موسیقی او را در این صفحه برایتان بگذارم تا اگر کاری از او نشنیده اید در حال خواندن این مطلب با پنجه سحرآمیز او آشنا شوید. (خوب است که دستکم گذاشتن عکس در این صفحه را یادم داده اند!)

پاکو امروزه سمبل موسیقی فلامنکو بشمار می رود و شهره خاص و عام است. او در فیلم بسیار زیبا و معروف "کارمن" به کارگردانی "کارلوس سائورا" نه تنها سازنده موسیقی متن که بازیگر نقش موزیسین هم بوده است. به جرات می توان گفت که تا کنون صدها ویدئو از نوازندگی او در صحنه های مختلف به بازار آمده است. یکی از آنها ویدئوی بسیار چشمگیری است که از نوازندگی او در "مسجد کُردوبا" ظبط شده است. این مسجد بسیار دیدنی در مرکز قدیمی شهر کردوبا (یا با تلفظ عربی اش قُرطبه) قرار دارد که یکی از آثار چشمگیر دوره حکومت اسلامی در جنوب اسپانیاست. آنچه این مسجد را از مساجد دیگر همدوره اش (حتی در خود اسپانیا) متمایز می کند نقش و نگار حنائی رنگ ستونها و دیوارهاست که با کاشیکاریهای آبی رنگ معمول در اینگونه عمارتها در اختلاف است. (دو ماه پیش که یک هفته ای مهمان کلارا خانز در مادرید بودم فرصتی دست داد که با او و دو دوست مشترک ایرانی ساکن اسپانیا، حمید و سعید نازنین، به کردوبا برویم و از نقاط دیدنی شهر و بویژه از مسجد آن دیدن کنیم. از مادرید تا آنجا با ماشین فقط سه ساعت راه است.

برگردیم به اصل مطلب. پاکو در اولین مصاحبه ای که پس از دریافت این جایزه بزرگ با مطبوعات انجام داد با شادمانی گفت که این جایزه نشان می دهد که مسئولان برای هنر فلامنکو ارزش قائلند. او با بزرگواری از همکار و همشهری متوفای آوازخوانش "کامارون" که نامدارترین آوازخوان فلامنکو بود یاد کرد و گفت: "من شصت و پنج در صد این جایزه را با او سهیم می شوم و باقی را با خودم!"

حالا که از این دو کادیزی نامدار نوشتم بگذارید از سومین هنرمند اهل کادیز هم چند خطی بنویسم که گرچه خانمی است در سنین جوانی اما از هم اکنون در اوج شهرت و محبوبیت قرار دارد؛ از "نینیا پاستوری" Niña Pastori خواننده ای که سوز صدای گرفته اش دل آدم را بدجوری می لرزاند.

نینیا پاستوری بیست و شش سال بیشتر ندارد اما اولین گامهایش را در سن هشت سالگی به کمک "کامارون" در راه دراز خوانندگی فلامنکو برداشته است و حالا با همین سن کم نزدیک به هیجده سال تجربه خوانندگی دارد. او یکی از پر طرفدارترین خواننده های روز فلامنکوست که ترانه هایش نه تنها مرز اندلس که مرز اسپانیا را نیز مدتهاست در نوردیده است. با عکسی از او جای خالی صدایش را برای شما پر می کنم.

Posted by reza at December 1, 2004 7:21 AM
مطالب مرتبط