April 19, 2004

در جستجوی فيدل

اگر کمی از اين که هستم "خود بزرگ بين تر" بودم خيال می کردم "اليور استون"، کارگردان نامدار امريکائی، فيلم مستند تازه اش را در اثر انتقاداتی که من در همين سايت به فيلم قبلی اش "کوماندانته" داشته ام، ساخته است! اين فيلم با عنوان "در جستجوی فيدل" همين دو روز پيش در يکی از شبکه های تلويزيونی امريکا برای اولين بار به نمايش گذاشته شد. آخر اگر يادتان باشد من در مورد فيلم کوماندنته نوشته بودم که "استون" فرصتی طلائی برای مطرح کردن پرسشهائی اساسی در زمينه نقض حقوق بشر در کوبا را از دست داده است. از شوخی که بگذريم استون پس از نمايش فيلم کوماندانته و انتقاداتی که در همين زمينه از سوی منتقدان به او وارد شد تصميم گرفت دوباره به کوبا برود و فيلم ديگری منحصرا در مورد مسائلی از اين دست بسازد. بويژه آنکه در فاصله اين دو فيلم چند حادثه حاد سياسی در کوبا رخ داد که توجه تمامی فعالان حقوق بشر را به خود جلب کرد. کوبا پس از سالها که از هجومهای تروريستی به دور بود ناگهان با دو مورد هواپيماربائی ويک مورد کشتی ربائی مواجه شد: اقداماتی که رژيم کاسترو با شدت عمل با آنها برخورد کرد و يکبار ديگر خود را بر سر زبانها انداخت. و آن ديگر، ماجرای حدود هشتاد روزنامه نگار مخالف رژيم بود که به اتهام "توطئه عليه رژيم" و "پول گرفتن از امريکا"، پس از شرکت در ميهمانی مسئول "دفتر حفظ منافع امريکا" در هاوانا، دستگير شدند.

فيلم در "جستجوی فيدل" از نظر شيوه فيلمبرداری و تدوين و سبک کار ادامه همان کار قبلی "استون" است بطوريکه به نظر می رسد آدم دارد دنباله همان فيلم را می بيند. به اين معنا، فيلمی قائم بالذات و مستقل نمی تواند به حساب بيايد. گمان نمی کنم کسانی که فيلم "کوماندانته" را نديده باشند بتوانند به اندازه کافی با اين فيلم ارتباط برقرار کنند.
از صحنه های به ياد ماندنی اين فيلم که شايد هيچ کارگردانی به جز "استون" نمی توانست آنرا فراهم آورد صحنه ای است که در آن تعدادی از کشتی ربايان و هواپيما ربايان همراه با وکلای مدافعشان در حضور کاسترو به سئوالهای به شدت سياسی "استون" پاسخ می دهند. آنها بدون استثنا انگیزه اقدام به اين عملشان را مشکلات اقتصادی کوبا عنوان می کنند. اين البته همان پاسخی است که کاسترو تمايل دارد بشنود. چرا که می تواند محاصره اقتصادی چهل ساله آمريکا عليه کوبا را دليل وضعيت اسفناک اقتصادی معرفی کند و نشاندهد که متهمين انگيزه سياسی نداشته اند و مخالف او و حزبش نيستند. کاسترو با ارائه شواهدی سعی می کند اثبات کند که دولت امريکا مشوق هواپيماربائی در کوباست وگرنه به جای اجازه اقامت دادن به هواپيماربايان قبلی می بايد به هزاران کوبائی که سالهاست تلاش می کنند از طريق قانونی به کوبا مهاجرت کنند اجازه ورود بدهد. گرچه اين منطق در فيلم قابل پذيرش می نمايد اما آنجا که کاسترو می خواهد به اعتراض "سازمان عفو بين الملل" در مورد اعدام سريع سه تن از رهبران هواپيما و کشتی ربائی پاسخ بدهد به شدت کم می آورد. او "عفو بين الملل" را به همسوئی با دولت امريکا متهم می کند در حالی که "استون" با ارائه اسنادی که به همراه دارد به کاسترو نشان می دهد که "سازمان عفو بين الملل" بارها دولت امريکا را تيز به نقض حقوق بشر متهم کرده است و کوبا در ميان کشورهای امريکای لاتين کمترين پوئن منفی را در گزارشات عفو بين الملل تا کنون داشته است.

به هر حال به کسانی که به مستند سازی علاقمندند توصيه می کنم اين دو اثر "استون" را ببينند. آنها چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا کارهائی اساسی در زمينه "شکار واقعيت" با "تفنگ ديجيتال" هستند: تفنگی که به قولی "در هر دقيقه بيست و پنج گلوله شليک می کند!"

Posted by reza at April 19, 2004 4:09 AM
مطالب مرتبط