January 14, 2004

هذيان

چون اطمينان دارم پريشانخوابى ديشب من حاصل جنگ و جدل تازه مجلسيان و شوراى نگهبان در ايران است خيال دارم با نوشتن اين مطلب انتقامم را از هر دو دسته بگيرم. بى ترديد مى دانيد كه بارزترين مشخصه "نظم نوين جهانى" در اولين دهه پديدار شدنش همانا تجزيه بسيارى از كشورهاى بلوك شرق به كشورهاى كوچكتر بوده است. امپراتورى پهناور شوروى به بيش از ده كشور تازه، يوگسلاوى به چهار پنج كشور كوچكتر، و چكسلواكى به دو سرزمين مستقل تقسيم شدند. به نظر ميرسد كه سياست "نظم نوين جهانى" در دهه دوم آن، ادغام كشورهاى كوچكتر و تشكيل سرزمينهاى پهناورتر باشد. اگر اين پيشگوئى پيامبرگونه درست از آب در بيايد زمينه ايجاد اولين كشور از اين دست در منطقه خود ما فراهم شده است.

آيا فكر كرده ايد كه اگر نمايندگان اصلاح طلب مجلس و دولتيان هم خط آنان كه در موارد متعدد مثل قتلهاى زنجيره اى، حمله به كوى دانشگاه، دستگيرى و محاكمه روزنامه نگاران و بستن روزنامه هاى دگرانديش ناپيگيرى و تزلزلشان را به اثبات رسانده اند حالا كه "نان و نام" خودشان در خطر افتاده است تا پاى جان بايستند و با كناره گيرى از حكومت حريف بى خردشان را در برابر ناظمان "نظم نوين جهانى" تنها بگذارند، چه ممكن است پيش بيايد؟

پاسخ من به اين پرسش اين است: بزودى يك كشور پهناور متشكل از سه كشور سابق، افغانستان، ايران و عراق، تشكيل مىشود كه توسط يك شوراى سه نفره مورد تائيد امريكا و انگليس به صورت جمهورى فدرال اداره ميشود. اعضاى اين شورا عبارت خواهند بود از: حامد كرزاى، احمد چلبى و آيت الله اكبر رفسنجانى. اين در حالى خواهد بود كه صدام حسين، ملاعمر و على خامنه اى، رهبران سابق اين كشورها، در زندانى در لاهه در انتظار محاكمه خواهند بود.

Posted by reza at January 14, 2004 7:48 AM
مطالب مرتبط