January 17, 2004

مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد


پس از نوشتن مطلب "مراسم حج فرقه شيطان پرستان" در همين سايت نامه ها و تلفنهاى زيادى داشتم از دوستانى كه اظهار لطف ميكردند و ضمنا ميخواستند بيشتر در اين مورد بدانند. بر مبناى اين سخن كه "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد" چند كتاب را ورق زدم و دو سه مقاله اى به انگليسى در اينترنت يافتم و يادداشتهائى برداشتم تا به كنجكاوى خودم و اين دوستان پاسخ دهم. و اين است نتيجه كار:
مذهب يزيدى غيرمعمول ترين مذهب روى زمين است. عليرغم مخالفت شديد اسلام با آن و تعقيب و كشتار هوادارانش در طى قرون گذشته هنوز هم پابرجاست و مريدان بسيارى در ميان كردها دارد ﴿تعداد پيروان اين فرقه را در سراسر جهان بيش از ۲۰۰ هزار نفر تخمين ميزنند كه شصت هزار نفر از آنان در سوربه و عراق ساكنند﴾. عده اى از محققين نام "يزيدى" را دليل بر انتصاب آنان به "يزيد ابن معاويه"، خليفه بنى اميه دانسته اند در حاليكه به اعتقاد چند تن از يزيديان كه من با آنها در كردستان عراق ديدار و گفتگو داشتم اين انتصاب صرفا ساخته و پرداخته شيوخ شيعى براى توجيه تعقيب و كشتار خوببار اين فرقه بيدفاع بوده است. همانطور كه پيش از اين آورده ام به اعتقاد متخصصين لغت "يزيدى" بايد ريشه در "ايزد" و يا "يزدان" داشته باشد. البته ربط "يزيديان" به بنى اميه مورد تائيد همگان است چرا كه شيخ اعظم آنها كه اين مذهب بسيار قديمى‌ و تقريبا منسوخ شده را كه ريشه اش از دين زرتشت و حتى ميترائيسم در ميگذرد جان تازه داد "عدى ابن مسافر اموى"، شيخى صوفى مسلك بود كه در قرن سيزدهم ميلادى در سوريه زندگى ميكرد و همچنان كه از نامش بر ميآيد از قوم بنى اميه بود ﴿راستى همان مقبره ايكه من دورش در پرستشگاه لالش طواف كردم بى آنكه بدانم آرامگاه همين شيخ عدى بود!﴾. هرچند يزيديان كتاب مقدس به آن معنا كه در ديگر مذاهب رسم است ندارند اما كتاب شيخ عدى را با احترام و حرمت خاصى پاس ميدارند. اين را هم بگويم كه تا مدتها پيش داشتن سواد خواندن و نوشتن براى يزيديان تابو محسوب ميشد و يكى از دلائل كمبود چشمگير اسناد در مورد اين مذهب همين امر بايد باشد. به هر حال دو كتاب را ميتوان نام برد كه به اين مذهب تعلق دارند "كتاب جلوه" منصوب به شيخ عدى و "كتاب سياه" منصوب به پسر او.


جشنهاى يزيديان بر منباى تقويم زرتشتى/ ميترائى استوار است و مهمترين آنها همان مراسم "جام" است كه هر ساله در اواخر ماه جولاى ميلادى ﴿اواسط تابستان﴾ در روستاى "لالش" در مركز كردستان عراق برگزار ميشود ﴿اين همان مراسمى است كه من در آن شركت داشته ام﴾. اين مراسم البته به مدت هفت روز ادامه دارد و در آن علاوه بر زيارت مرقد شيخ عدى و ديدار از دوزخ، مجسمه بزرگى از طاووس ميسازند كه سمبل ملك طاووس "شيطان" است.
باور اين مردم از جهان ملغمه ايست از باور زرتشتى، ميترائى و صوفى. در اين باور "يزدان" در آغاز مرواريدى آفريد كه پس از گذشت چهل هزار سال شكست و ملك طاووس، فرشته مقرب يزدان، از خرده ريز همين مرواريد "جهان مادى" را خلق كرد. پس از آن بود كه فرشتگان ديگر توسط يزدان خلق شدند. در اين باور، "شيطان" نه دشمن خدا كه شريك او در خلقت جهان است. روايت "يزيدى" از خلقت انسان به روايت يهودى/ مسيحى از خلق آدم و حوا نزذيك است با اين تفاوت كه "شيطان" نه فرشته مغضوب وسوسه گر كه آموزگارى خردمند براى انسان است. در اين باور خدا پس از خلق انسان خودش را از ماجرا كنار كشيده و دخالتى در نيكى و بدى او ندارد. آنكه راه نيك و بد را نشان انسان ميدهد همانا ملك طاووس است.
و اما رهبريت يزيديان رهبريتى موروثى است كه از اين نظر به مذهب شيعه ماننده است. در سلسله مراتب آنها مثل هر سلسله مراتب ديگرى شيخ يا "پير" فرا دست است و "مريد" فرو دست.

و در پايان اين را هم بگويم كه در "فرهنگ اعلام معين" آمده است كه چون در آنزمان ﴿يعنى در زمان زندگى شيخ عدى﴾ عادت لعن و سب شيوع داشت "شيخ عدى دستور داد لعن را مطلقا ترك كنند حتى لعن بر ابليس را". كاش يك شيخ عدى تازه اى هم در ايران اسلامى ما ظهور ميكرد و به اين دكان لعن و سب و تكفير ملايان خاتمه ميداد!

Posted by reza at January 17, 2004 8:43 AM
مطالب مرتبط